پارت بیست و دوم :

***

پیش‌خدمت‌ها با لباس‌های مخصوص، درحالی که تو دستاشون سینی‌های نوشیدنی بود، از مهمونا پذیرایی می‌کردند.
زن‌ها و مردها لباس‌های شیک و گرون قیمتی پوشیده بودن. همه‌ی افراد حاضر تو مهمونی نگاه بالا به پایینی داشتن که کاتالینا ازش متنفر بود.
کاتالینا معتقد بود ثروت چیزی نیست که آدما رو از هم جدا کنه و چیزی که داره تو جامعه اتفاق میفته خیلی مسخره‌س!
تو راس همه‌ی این آد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کاتالینا در رمان فرار آزادی کاتالینا
تصویر شخصیت ویل در رمان فرار آزادی ویل
تصویر شخصیت آر‌ِس در رمان فرار آزادی آر‌ِس
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    پس اگه از اون عروسی فرار نمیکرد برایان شوهرش میشد درستع؟نکنه اون صورتش کار کاتالینا هس؟😂

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    پارتای بعدی می‌فهمی😁🤣

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آرس غیرتی شده ای کاتالیا خوب ی ذرا دقت کن متوجه چیزای جدیدی میشی

    ۲ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • Risa

    1

    صورت چروک🤣🤣🤣وقتی از کاری ک کردی لذت میبری🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣😔

    ۳ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    حدسم درست بود 😅 حالا باید بفهمیم صورت برایان چطوری سوخته 😉😉

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    کاتالینا و ویل دستشون درد نکنه😔

    ۳ ماه پیش
  • یه آدم رندوم 🎀

    1

    منتظرم کادو رو باز کنه تا سوپرایز شه🎀🗡️

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    چه سوپرایزی شَوَد😁🎀

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    1

    بوس به دست های قشنگت ری زا جونممم خسته نباشییی❤️🫠

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    مرسی عشقممممم🥹🫶🏻

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    1

    وای آرس خیلی گوگولیه😭 میگه احمقم خودتیییی

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😂😔

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    2

    اوه اوه ببین اینجا چی داریم...یه نامزد سابقی که انگار علاوه بر صورتش یه جای دیگه اشم سوخته🤭😂 خیلیم عالییی ما خوشحال شدیمم

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🤣😔

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    2

    آخ آخ انگار یکی این عمو بربری رو بیش از حد گذاشته تو تنور...بچه یکم سوخته آخیییی😔

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    آخیییی😔

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    2

    گردنبند با تیکه های بربری جون..آخی چه ناناز

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    وایی🤣🤣🤣🤣 حیف کاتا ایرانی نیست، اگه بود یه لقب دیگه هم رو برایان می‌ذاشت: بریونی😔🤣

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    1

    حاضرم دارایی نداشته امو بدم تا گردنبندی که سازنده اش کاتائه رو داشته باشم.. مخصوصا اگه اون گردنبند تشکیل شده از همچین مادر عمومی هایی باشه😔😂

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    گردنبندی که به دست کاتا ساخته شده باشه حتما خیلی زیباست😔🫣

    ۳ ماه پیش
  • هووی آنا

    1

    ویل و آرس مثل دوتا پسر بچه میمونن که فکر میکنن هر کی بیشتر حرفش خفن تر باشه برنده اس😔

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    کاتالینایی که به یه ورش نیست اینا چی میگن😔🤣

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    کاتالینایی که به یه ورش نیست اینا چی میگن😔🤣

    ۳ ماه پیش
  • tannaz

    2

    اون شب که پیش برایان خوابیده کاری که نکردن؟ 😃😃😃🔪🔪🔪

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    نه فقط راجب کشتن همدیگه افکار خاصی داشتن😔

    ۳ ماه پیش
  • tannaz

    1

    خب خوبه 👍پارت جدیدددد پلیززز

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    فردا تایم پارتگذاریه

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    3

    کاتالیناگنگسترمحبوب ماااسسست کیلیلیلیلی😂😂🤭

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    😔🔪

    ۳ ماه پیش
  • Dono

    2

    حاجییییییی اصلا نمیدونم چی بگممممم فقط میتونم بگم زیادی خفن بود

    ۳ ماه پیش
  • آتنا براهوئی نژاد (رُی‌زا) | نویسنده رمان

    🥹🩷

    ۳ ماه پیش
کپی شد!