پارت بیست و یک :
جلوی جاسپری که هنوز به صندلی بسته شده بود، روی میز نشسته بودم. دستام رو به میز تکیه و پاهام رو ضربدری رو هم گذاشته بودم و با خنده به اونی که با حرص و خشم به ما یا بهتره بگم به من و ویل نگاه میکرد، نگاه میکردم.
ویل سمت راستم، دست به جیب وایستاده بود و درست مثل من، با خندهای که بیشتر از هر چیزی حرص جاسپر رو در میآورد بهش نگاه میکرد.
با شیطنت گفت:
- جسی جون مشتاق دیدارت بودم، چن
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
زود باش یه بار دیگه بگو🗣
۱ ماه پیشمریم
0❤️❤️❤️ عالیه
۱ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤍🤍🤍
۱ ماه پیشترنم
0ویل هم خودشو نشون داد دمش گرم..ولی هدیه میتونه حتی قشنگ تر از گوش جسی باشه نه؟
۲ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
😈😔
۲ ماه پیشترنم
0خب حالا دختر تو ویل رو پیدا کردی این وسط ارس ما رو یادت نره هاا(دارم برا آرس دل میسوزونم)
۲ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣😔
۲ ماه پیشمریم
1خیلی رمانت خوبه نمیشه ازش دست کشید
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
عزیزمممم💋
۳ ماه پیشفاطمه
1رمان جالبیه اصلا نمی تونی آخرشو پیش بینی کنی واین باعث میشه بخونی کنجکاو بشی بخونی ببینی آخرش چی میشه
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
خوشحالم دوسش داشتی🥹🫶🏻
۳ ماه پیشهووی آنا
3ولی من احساس میکنم کادوی بر بری جونم از گوش جسی یه چیز خاصتره😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
بنظر منم😔
۳ ماه پیشهووی آنا
2ری زا نظرت چیه یه دوره بزاریم آموزش شکنجه مدرن؟ بنظرم پول پارو میکنی زن😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
اینترنت نیست وگرنه تو این ستا دوره میفروختم😔💸
۳ ماه پیشهووی آنا
3آفرین ویل مامانن...ازت راضی ام که توهم جاسپر و از هنر شکنجه ات بیخبر نذاشتی😔
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
پسر خوبم😔
۳ ماه پیشهووی آنا
5از این هماهنگی بین ویل و کاتا خوشم میادد بهم حس این کاپل های فتنه آتیش بپا کن و میدنن😭🫠
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
فقط خدا میدونه🤷🏻♀️😔
۳ ماه پیشهووی آنا
2آخ آخ...مطمئنم برایان جونو کاری باهاش میکنن که دیگه موفق بشه جیغ میکشه فرار نیکنه😭😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣🤣😁
۳ ماه پیشهووی آنا
2ای بابا...این لوکاس و مایکل هر پارت منو ناامید میکنن مرتیکه های لوس نازنازی😭
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
خیلی نازنازین😔
۳ ماه پیشTannaz
1کاتالینا اول میخواست کجاشو قیچی کنه؟ 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
همونجایی که میدونی😔
۳ ماه پیشدلی
2مثلا گوش جسی جون و کادو کنه بده به برایان...
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
پیشنهاد خوبیه😔🤣
۳ ماه پیشدلی
3دوتا روانی خوردن به پست همدیگه خدا رحم کنه😂
۳ ماه پیش
آتنا براهوئی نژاد (رُیزا) | نویسنده رمان
🤣😔
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نیلا
0حالا کی زشته جسی جون؟ 🗣