پارت بیست و دوم :

-جواب بده . چرا جواب نمیدی؟
فرمان در سکوت ، تنها گوشیش را سایلنت کرد.
از وضعیتی که درش قرار گرفته‌ام ، آشفته شده بودم. دمه خانه که رسیدیم بار دیگر موبایل بصدا درامد.
از حرص و خشم بلند بلند نفس میکشیدم:
-چرا جواب نمیدیی؟ تو که از روی شمارش فهمیدی کیه ! جوابشو بده دیگه.
اما فرمان تنها واکنشش خونسردیش بود و بس. عینک افتابیش را دراورد و با حالتی خسته بینیش را لمس کرد.
نمیدانم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️