پارت بیست :

وقتی دمه خانه پارک کرد تا برورد بالا و حساب جواب ندادن‌های توژال را پس بگیرد، دید که پرنده‌اش چطور با عجله سوار ماشینش شد و سوی خیابان پرواز کرد بی‌اختیار دستش روی استارت ماشین نشست و پشتش براه افتاد.
عمیقا میخواست بداند زنی که چند روز است جوابش را نمیدهد ، با این عجله مقصدش کجاست؟
کمی نگذشت که توژال درب مطب جای پارکی یافت و ماشین را پارک کرد. تمامی مدارک های لازم را در کیف قرار د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️