نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت بیست :
وقتی دمه خانه پارک کرد تا برورد بالا و حساب جواب ندادنهای توژال را پس بگیرد، دید که پرندهاش چطور با عجله سوار ماشینش شد و سوی خیابان پرواز کرد بیاختیار دستش روی استارت ماشین نشست و پشتش براه افتاد.
عمیقا میخواست بداند زنی که چند روز است جوابش را نمیدهد ، با این عجله مقصدش کجاست؟
کمی نگذشت که توژال درب مطب جای پارکی یافت و ماشین را پارک کرد. تمامی مدارک های لازم را در کیف قرار د
لطفا صبر کنید...
