پارت شصت و نهم :

«آترا چرا جواب نمیدی؟ چیزی شده؟ خوبی؟»
پیام را می‌فرستم که تیک می‌خورد.
«الان کار دارم نمی‌تونم صحبت کنم!»
چرا حس می‌کنم لحن پیامش تند است؟! فکرهای مزخرفی در سرم رنگ می‌گیرید.
«کی سرت خلوته بهت زنگ بزنم؟ مراسم پدربزرگت ساعت چنده؟»
«فعلاً که کار دارم، مراسمم کنسل شد فردا شب تو خونه برگزار میکنن.»
نه این پیام‌ها، پیام‌های آترا نیست. آترایی که نه حالم را پرسیده نه حØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلی

    0

    مشخصه کاره شیواست

    ۵ ماه پیش
  • مریم

    0

    چه قدرررر من عاشق این رمانمممم❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

    ۵ ماه پیش
  • م

    2

    عجب جونوریه این شیوا،پس از اکن طرفم کار خودشو کرده،یه شستوشوی مغزی کامل ازش داده 😮😠

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    دقیقا همینطپر و حسابی روی اعصاب میذه کاراش نیکداد نباید پا به پاش میشد

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️