پارت هفتاد :

لحنش از همان مدل محترمانه‌های تهدیدآمیز می‌شود؛ اصلاً هر زنی در اطرافم انقدر محترم صحبت می‌کند بعد ضربه مهلکی می‌خورم.
- دنبال چی می‌گردی الان؟! اینکه من نامزد داشتم و بهت دروغ گفتم...
نگاهش ثانیه‌ای از لحن سردم یخ می‌کند و بعد به دستش خیره می‌شود.
- هیچی بین من و اون زنی که بهت پیام داده و اراجیف گفته نیست. من هیچ دختری تو زندگیم نیست...
می‌فهمم انتظار در عنبیه‌های سیاهش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Arikho

    0

    چقد رفتار نیکداد با شیوا رو اعصابمه بابا قشنگ رک و پوست کنده بگو هیچ حسی بهش نداری و خودت دوست دختر داری اه

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نیکداد شحصیتش به خاطر مرضیه حامیه فکر میکنه اگر شیوا رو مثل مادرش حمایت کنه از بحران بیرون میاد این مدلی بار اومده اونم به حاطر کارای مرضیه

    ۴ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عاشققق این اهنگممم قشنگ نشسته رو این پارتتت هوففف بهم چسبید خوندنششش

    ۵ ماه پیش
  • م

    1

    خب احمق معلومه که سوءتفاهم نشده،حداقل از طرف شیوا،کاملا عمدا این کارا رو می کنه 😠

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️