پارت هفتاد :

لحنش از همان مدل محترمانه‌های تهدیدآمیز می‌شود؛ اصلاً هر زنی در اطرافم انقدر محترم صحبت می‌کند بعد ضربه مهلکی می‌خورم.
- دنبال چی می‌گردی الان؟! اینکه من نامزد داشتم و بهت دروغ گفتم...
نگاهش ثانیه‌ای از لحن سردم یخ می‌کند و بعد به دستش خیره می‌شود.
- هیچی بین من و اون زنی که بهت پیام داده و اراجیف گفته نیست. من هیچ دختری تو زندگیم نیست...
می‌فهمم انتظار در عنبیه‌های سیاهش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Arikho

    0

    چقد رفتار نیکداد با شیوا رو اعصابمه بابا قشنگ رک و پوست کنده بگو هیچ حسی بهش نداری و خودت دوست دختر داری اه

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نیکداد شحصیتش به خاطر مرضیه حامیه فکر میکنه اگر شیوا رو مثل مادرش حمایت کنه از بحران بیرون میاد این مدلی بار اومده اونم به حاطر کارای مرضیه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عاشققق این اهنگممم قشنگ نشسته رو این پارتتت هوففف بهم چسبید خوندنششش

    ۳ ماه پیش
  • م

    1

    خب احمق معلومه که سوءتفاهم نشده،حداقل از طرف شیوا،کاملا عمدا این کارا رو می کنه 😠

    ۴ ماه پیش
کپی شد!