پارت چهارده :

تابان هنوز نفسش را صاف نکرده بود که صدای کیوان از آینه برگشت....
صدایی که دیگر شبیهِ اول نبود و بلکه پر ازخشم بود...
—حله...خودت خواستی… باشه.
پایش رفت روی پدال گاز و تا ته پدال را فشورد تا جایی که موتور شورلت جیغ کشید.
یکهو تابان پرت شد عقب و از ترس چنگ زد به صندلی و جیغ کشید:
— چی کیوان!چی میگی؟ خودم خواستم یعنی چی؟ دیوونه شدی؟ داری کجا میری؟ منو نگاه کن! با توام....
کیوان ح

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!