پارت سیزده :

تابان جیغ زد:
— نمی‌شینم!
کیوان در آینه لب‌زد:
— امتحان نکن حوصله‌مو.
همین یک جمله آرام،ولی عمیق و فرمانده‌وار،
کافی بود که تابان چند ثانیه خشکش بزند.
کیوان که این‌طور حرف می‌زد دیگر جای بحث باقی نبود.
اما خب… تابان مگر کوتاه می‌آمد؟
نه...
زیر لب غر زد:
— تو مریضی… قسم می‌خورم مریضی…
کیوان با همان آرامش جذاب و زمختش،
فرمان را چرخاند و با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!