پارت چهل و یک :


من نباید به آن صدا گوش می‌دادم. نباید نزدیک آن اتاق می‌شدم. من باید چاک را زیر نظر می‌گرفتم. ماموریت من گوش دادن به صدای آشنایی که مطمئن بودم آلیشا بود، نبود. می‌دانستم مخاطبش چه کسی‌ست. اصلاً لعنت به او و مخاطبش. به من چه آنها در آن اتاق چه می‌کردند؟ اصلاً چرا باید ددر را باز می‌گذاشتند؟ چشم روی هم فشوردم. نه ملورین. ماموریت تو چیز مهمتری‌ست که باید آن را به اتمام برسانی. اگر سر و گ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!