پارت شصت و هشتم :

هانا

⸻

بعد از آن شب، با خودم عهد بستم که هرچه سریع‌تر واقعیت را به همه بگویم. دلم نمی‌خواست حتی برای یک لحظهٔ دیگر خودم را پشت نقابی که از آنِ خودم نیست پنهان کنم. دلم نمی‌خواست جزئی از آن‌ها باشم.

دانش‌آموزهای ارکیدهٔ سفید چندان به من نزدیک نمی‌شدند، چون فکر می‌کردند من هم، مثل دانش‌آموزهای ارکیدهٔ بنفش یا طلایی، به آن‌ها آسیب می‌زنم. از طرفی، دانش‌آموزهای Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مونیکا

    0

    ممنونم از شما خانم فریدی 🫠🫠🫠

    ۵ ماه پیش
  • دنیز؛

    4

    سلام مرجانن خیلی از خودت و برادرت ممنونم که تو این شرایط پارت گذاشتید خیلی دلم برات تنگ شده ماهم دوست داریم🍓

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    1

    مرجان عزیزم سلام من بعد از گذشت بیش از ۱ ماه فهمیدم که اینجا پارتی اومده خواستم بگم به شدت دلتنگ تو و پارت هایی که چندین نفر رو هر آخر هفته مشتاق خودش میکردم امیدوارند زودتر همه چیز خوب بشه ✌🏻

    ۶ ماه پیش
  • غزال

    1

    خوشحالم که هستی مرجان❤

    ۶ ماه پیش
  • Hsti

    8

    سلام مرجانی.. بعد مدت ها اومدم دنیای رمان دیدم که برامون زحمت کشیدید پارت گذاشتید اصلا یه حس خیلی عجیبی داشت بعد مدت ها، این حس نشون داد که خیلی دلتنگتم قشنگم. خیلی ازت سپاسگزارم بابت پارت ها همچنین از برادرتون تشکر میکنیم که برامون پارت گذاشتن تو این شرایط🤍

    ۶ ماه پیش
  • N.a

    1

    خیلی خوشحال شدم توی این روزای سیاه واقعا بهش احتیاج داشتم

    ۶ ماه پیش
  • نجمه

    0

    سلام مرجان عزیزم خیلی ممنون بابت پارت گذاری رمان و اینکه جویای احوال ما هستی امیدوارم پنجشنبه این هفته خودت بتونی پارتها رو برسونی و باز هم مثل سابق بتونیم باهم ارتباط داشته باشیم و آرزوی روز های بهتر برای ایرانمان🥲

    ۶ ماه پیش
  • Hln

    4

    وای که من چقدر با دیدن پیام از سمت مرجان که پارت گذاشته ذوق کردم و خوشحال شدم ، دستت درد نکنه مرجان عزیزم واقعا ممنون که این همه به فکرمون هستی❤️

    ۶ ماه پیش
  • نگین

    1

    ممنونیم از برادرت مرجان ❤️

    ۶ ماه پیش
  • نگین

    2

    فکر نمیکردم پارت داشته باشیم دلم تنگ شده برات مرجان خیلی آخرش گریه ام گرفت

    ۶ ماه پیش
  • ferferishoonam

    1

    مرسی مرجان جان امیدوارم حالت خوب بشه ،ما امیدواریم به امید روزهای روشن تر برای وطن و مردم ❤️

    ۶ ماه پیش
  • ....

    2

    از برادرتونم تشکر کنید❤️ تو کامنت قبلی جا نشد بگم:)))

    ۶ ماه پیش
  • ....

    3

    مرجان بانو عزیز، خیلی خوشحال شدم که با وجود عدم دسترسی تون برامون پارت گذاشتید نه بخاطر رمان، بلکه بخاطر اینکه این کارتون نشون می ده درسته ساکن ایران نیستید ولی همچنان به فکر مایید و این علاقه و احترام تون نسبت به مخاطبان تون واقعا برام ارزشمند و قابل ستایشه؛ خیلی دوستون دارم به امید آینده ای بهتر❤️

    ۶ ماه پیش
  • :)

    2

    مرجان خیلی دلم برات تنگ شده 😭😭امیدوارم هر چه زودتر همه چی درست بشه🌱🕊

    ۶ ماه پیش
  • maniii

    1

    ما هم دوست داریم مرجان عاشقتیم که انقدر به فکرمون هستی❤️ دست برادرتم دردنکنهههه

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️