آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت شصت و هفتم :
سرم را از روی زانوهایم بلند کردم. من دیگر آن دختربچه نبودم. دیگر در آن گاراژ نبودم… دیگر بدنم درد نمیکرد… اما چرا اینقدر داشتم درد میکشیدم؟
***
از خاطراتم رها شده بودم.درِ اتاق باز شده بود. صدای دانشآموز دختری را میشنیدم که با هیجان ماجرا را تعریف میکرد:
ــاول شنیدم داد میزد کمک… بعدش که اومدم این طبقه، دیگه صدایی نشنیدم. میخواستم برگردم، ولی صدای گریه شنیدم. درÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Darya
3سلام بچه ها این پیام مرجان تو کانالش بود
۶ ماه پیشHln
2مرسی از اینکه پیام مرجان رو برامون کامنت کردی عزیزم ❤️😭 و مرجان جان ممنونم از اینکه به فکرمون بودی و دلم برای خودت و قلمت خیلی تنگه و همچنان منتظرت میمونم مطمئنم اتفاقات خوب انتظارمون رو میکشن و به زودی درکنار هم جشن میگیریم❤️
۶ ماه پیشDarya
9خونه بمونید،مراقب خودتون باشید،و به خاطر ایران،قوی بمونید.»
۶ ماه پیشDarya
5که نتونستم پارت گذاری کنم. (هرچند نه پارت گذاری تو این شرایط کار درستیه نه کسی روحیه و شرایط کتاب خوندن براش مونده)در نهایت می خواستم بگم قلبم باهاتونه.غمگینیم ولی امیدواریم. فراموش نکنید،درست تا قبل از طلوع خورشید همه چیز سیاهه،پس منتظر نور بمونید.امیدوارم حالتون خوب باشه. «خونه بمونید
۶ ماه پیشDarya
5اگر کسی این پیام و می بینه، لطفا این و توی دنیای رمان کامنت کنه.🖤 من مدتیه که با هیچ *** از اطرافیانم نتونستم حرف بزنم. اینترنت ندارن. اپلیکیشن چون سروراش داخلیه،من هیچ دسترسی ندارم. خیلی متاسفم که این مدت کنارتون نبودم.
۶ ماه پیشنفس
0مرجان سال نو مبارک سالی پر از آرامش ،پر از نور ، پر از خوشبختی ، پر از سرسبزی رو برات آرزو میکنم به زودی این شب صبح میشه 🙂❤️ 🩹
۶ ماه پیشmani
0مرجان سال نو مبارک البته که به نظر من زمانی این سال نو میشه که این ابر تاریکی شرش رو از ایران ما بکنه بره و بجاش نور به لاله هامون بتابه امیدوارم که این سال جدید دیگه داستان هممون رنگی رنگی شه چون خیلی وقته که زندگی هممون سیاه سفیده و البته پر از قرمزیه خونِ برای همتون آرزوی سلامتی دارم
۶ ماه پیشSayan
2مرجانی کاش الان بودی دلم برات خیلی تنگ شده :)💙
۶ ماه پیشاترین
6سلام مرجان 💖... خیلی دلم برات تنگ شده...امیدوارم که سالم و سلامت باشی و بیشتر از همه امیدوارم کشورمون درست بشه تا بتونیم با ازادی و شادی با هم حرف بزنیم🫂🤍🥲
۶ ماه پیشdilan
0چندین و چند بار این پارت خوندم و اشک تو چشمام جمع شد امیدوارم هر چه زودتر نویسنده عزیزمون برگرده پیشمون دلمون برات تنگ شده مرجان کسی اسم آهنگ این پارت میدونه؟
۶ ماه پیشآوا
2امیدوارم توی شرایط بهتر بتونیم ادامه این رمانو بخونیم🫠
۷ ماه پیشmani
10مرجان جون دلمون خیلی برات تنگه به امید خدا بعد این همه اتفاق تلخ و سخت امیدواریم زود زود تو ایران آزاد ببینیمت و تا اون موقع یه پارت هدیه ی تپل هم بی زحمت مهمون مون کن.❤️
۷ ماه پیشستی
4دلم برات تنگ شده دختر:(
۷ ماه پیشزهرا
6امشبم پارت نداریم کلی منتظر موندمم
۷ ماه پیشHln
9من دارم از گریه میمیرم خدایا اصن هستی؟واسه چندهزار دختر همچین اتفاقی افتاده؟همیشه برام سوال بود چرا؟چراباید همچین زجری بکشیم؟ما میگیم اونی که اینکار رو کرده کارماشو یه روز پس میده ولی چه فایده؟اونی که کشته شده اونی که بهش تعرض شده که هیچوقت برنمیگرده به قبلش و تو لایق هیچکدوم از اینا نیستی وانیااا
۷ ماه پیشMahya
0وای من هنوز اولاشمم به اینا نرسیدم چه چیزایی در انتظارمه 😭 مرجان به اعتراضات اشاره کرده؟ میدونستممم وای دلم میخواد زودتر برسم ببینم چه چیزایی هستش
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Eli
3ولی چقدر این پارت پر احساس بود