پارت پانزده :

_ا الو
_الو سلام رها ،حالت خوبه؟
چرا گوشیم رو جواب نمیدی؟
خودم رو نباختم و سعی کردم آروم باشم
_ممنونم شما خوبی!
_خوبم!
میخوام ببینمت..کجای؟؟
_چی !یعنی چی منو ببینی؟
_رها دارم میگم میخوام ببینمت !چت شده یعنی نمیفهمی.!دارم میگم باید ببینمت..تا یک ساعته دیگه.
_اما من نمیتونم تا یک ساعت دیگه
_چرا برای چی؟
_تو جاده ی شمالم!
_پس رسیدی زنگ بزن همدیگه رو ببینیم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مـهـــلــــا جعفری

    0

    قسمت عاشق شدن رها و پویان خیلی دوست داشتم، شخصیت نرگس و اردلان و پویان و رها رو هم دوست دارم چون به رمان روحیه و جذابیت میدن و خیلی دوست دارم آخرش پویان و رها بهم برسن.

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️