شیفته ی او به قلم زهرا خزائی
پارت نهم :
با رسیدن به ویلا از ماشین پیاده شدم شمال خیلی بیشتر از تهران رطوبت داشت و برف بیشتری هم مهمون زمین شده بود
به محض پیاده شدن سوز سردی به صورتم خورد که تمام موهای بدنم سیخ شد خیلی سرد تر از چیزی بود که فکرشو میکردم با این حال خیلی سریع به سمت صندوق عقب رفتم و چمدونم رو پایین آوردم!
_اردلان چمدون خودت و نرگس هم بیار من رفتم خیلی سردمه
منتظر بودم که مثل همیشه غُد و یه دنده بگه من فقط م
لطفا صبر کنید...
