پارت نهم :

با رسیدن به ویلا از ماشین پیاده شدم شمال خیلی بیشتر از تهران رطوبت داشت و برف بیشتری هم مهمون زمین شده بود
به محض پیاده شدن سوز سردی به صورتم خورد که تمام موهای بدنم سیخ شد خیلی سرد تر از چیزی بود که فکرشو میکردم با این حال خیلی سریع به سمت صندوق عقب رفتم و چمدونم رو پایین آوردم!
_اردلان چمدون خودت و نرگس هم بیار من رفتم خیلی سردمه
منتظر بودم که مثل همیشه غُد و یه دنده بگه من فقط م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️