پارت صد و هشتاد :

_حوصله ی رانندگی ندارم. بعدشم پول مفت که به اون پسره نمیدی! این چندوقت هم هرجا با هم رفتیم خودت اومدی! بهش بگو بیاین دم خونه دنبالم.
از طرز صحبت کردنش جوش آوردم.
هیچ خوشم نمی آمد کسی به من دستور دهد.
عددی نبود که برایم تصمیم بگیرد.
سعی کردم طوری حرف بزنم که حساب کار بیاید دستش: 
اینکه اون پسره پول مفت میگیره یا نمیگیره به تو هیچ ربطی نداره. مگه تو پولشو میدی که جلز و ولز میکنیØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    4

    ببخشیدنویسنده فضولی ولی چشم رنگی باربددرعکس کجا قایم شده

    ۶ سال پیش
  • heli

    0

    قهوه ای مگه رنگ نیس؟؟

    ۵ سال پیش
  • هلیا

    2

    اوه مای گااااد حامی بروسلی وارد میشود

    ۶ سال پیش
  • Sa_r_a

    8

    خانما اقایون ،قراره تو پارت بعد با چندش بازیآ باربد حالت تهوع شدید بگیریم🙂اخه ادم اینقدر چندش نوبره والاا😲💔اخه یکی نیس بگه عنتر برقی تو خودتو تو آینه دیدی؟بعد میای واسه من عشقولانه بازی درمیکنی؟😲

    ۶ سال پیش
  • رضوان

    12

    والا اگه این چندش بازیا رو حامی در میورد ما همه میگفتیم چه رمانتیک باربد بدبخت شده کیسه بکسمون

    ۶ سال پیش
  • سامی

    2

    فک کنم واسه خاطر لوس بازی های آقا باربد هم که شده باید یه سطل بزارم کنار دستم🤣 واسه وقتی بالا میارم لازمم میشه

    ۶ سال پیش
  • لیلا.!

    2

    تحمل چندش بازیای باربد می ارزه به اون حسی که بم میگه حامی حرص میزنه و فکرش درگیر.خِدااا من از کی منتظر این صحنه لنتیم نویسنده خوبیت نداره خاننده هایی به این همه چیز تمومی رو منتظر بزاری والان😒👜😂

    ۶ سال پیش
  • تینا

    2

    نویسنده هم تمرکزش فقط رو یه قسمته مثلا ماهرو کاری کنه هستی اتفاقی براش بیفتع ارکان چیزی بگه هیچی به هیچی موعودم که هنو نرسیده پس چی میشه و یه چیزی چشم ها رنگی مال باربد و گفت

    ۶ سال پیش
  • تینا

    4

    من فکر نکنم. کع اتفاقی بیفته دیگه دارم. نامید میشم حامی. رفتارهای باربد و میبینه انوقت حالا به فرض بیخی بابا نمیخوام. قصه بگم. نظرم اینه خیلی کسله هیجان نداره عشق نداره اکشنم نیست پلیسیم نشده

    ۶ سال پیش
  • ماریانا

    9

    تا حالا دقت کردین به خاطر این رمان چقد فانتزی زدیم.تا میگفت ماهرو فش میدادیم تا میگفت باربد فش میدادیم.تا آرامش وحامی یه گوشه چشمی بهم داشتن از ذوق داغون میشدیم.کاش زودتر تکلیفمون روشن شه.به خدا😁😁😉

    ۶ سال پیش
  • نازی

    3

    در برابر این همه جلال و عظمت سکوت پیشه میکنم😐😐😐

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    3

    پسره پرو آخ چقد دوس دارم اول یه چک بهش بزنم بعدم سرشو بکوبم به شیشه مامان عوضی خدا از این باربد بدم میاد

    ۶ سال پیش
  • سونیا

    10

    ایول حالا اونجا باربد بخواد به حامی توهین کنه بعد آرامش دفاع کنه حامی هم قاتی کنه باربد بگه به خاطر این پسره ؟ بعد باربد بذاره بره حامی و آرامش بمونن😐😂

    ۶ سال پیش
  • ثنا

    7

    شنیدی میگن طرف رو از در میندازن بیرون از پنجره میاد؟ باربد هم سیریشیه واس خودش، از رو نمیره😂☺️

    ۶ سال پیش
  • M

    5

    الان حامی باید غیرتی میشد😃اگه غیرتی بشه چقدر خوب میشه😍🤩😆😆😆😍😍😍🤩🤩🤩🤩😍🤩😍🤩😆😆😆😍🤩😆😆😆

    ۶ سال پیش
  • شینا

    4

    وای چه خوب ارامش غیرتی شد خوشم امد

    ۶ سال پیش
  • ستا

    9

    چرا دلم میخواد با تبر کله ماهرو و باربدو قطع کنم؟😐

    ۶ سال پیش
  • ثنا

    36

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣وایسا اونجا یه اتفاقایی میفته، خدا کنه بین حامی و باربد درگیری پیش بیاد، حامی یکم بزنتش دلم خنک شه😊☺️

    ۶ سال پیش
  • اسما

    16

    آره واقعا😈😈😈😈

    ۶ سال پیش
  • بچه خانوادم

    7

    اره واقعا🤤🤤

    ۶ سال پیش
  • نیلی

    14

    توجه کردین نزدیک یک ماهِ رمان داره از زبون آرامش گفته میشه 😐جونم توجه

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️