پارت صد و هشتاد و یک :

~حامی~
نمی‌دانم گرفتاری در دام عشق آن بلای نادر را سر باربد آورده بود، یا این وسط چیزی عایدش میشد که آنگونه با ارامش رفتار می‌کرد.
تک نم کلماتی که بر زبان می آورد مثل سوهان بود روی روحم.
رفتار، حرکات و نگاه هایش به شدت داشت حالم را به هم میزد.
در طول راه به اندازه ی هشتاد سال پیا پی طواف خانه ی خدا، دور آرامش گشت.
با آنکه آرامش هم توجهی به او نداشت اما نمی‌دانم چرا انقدر درو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مینو

    1

    بیا لایکت کنم حامی 🤩🤣انتقام همه مارو گرفتی

    ۵ سال پیش
  • مهلا

    7

    بدجور دهن باربد رو سرویس کرد دمش گرم😂😅🤣منم بودم جوش میاوردم

    ۶ سال پیش
  • Masoomeh

    9

    به به بزنید دست قشنگه رو👏🏻آقا حامی انگار به خودش اومده تازه و داره حساسین نشون میده 😄 باربدو خوب کرد این حامی زدش ولی دردسر نشه براش خوبه.یعنی آرامش پیش خودش میگه خوب حال باربد و گرفت با زدنش 🤔

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    11

    چ بیشوره پول داری ک داری اصن مگه تو داری نفهم از خودت نمیفهمی هیچ آدم حق توهین به آدم دیگه ای رو نداره خدا به این باربد و امسالش یه گوش مالی حسابی بده خواهشا

    ۶ سال پیش
  • سلام

    3

    مثلی یه گوسفنده که جلوش طلا ریخته باشی😂😂

    ۶ سال پیش
  • سامی

    8

    یه سوال؟🤔 اگه با قفل فرمون بزنه تو سر باربد که بدبخت بیهوش میشه این چی داره میگه😂😂 فک کنم طرف مرگ مغزی چیزی بشه بعد با اون مشت و لگد های حامی هم فک کنم فقط یه تیکه استخوان مونده واسه باربد😂

    ۶ سال پیش
  • سارا

    5

    البته اگه اون استخوان ها رو هم حامی نده به سگای آرامش🤣🤣🤣 راستی بالاخره رسیدیم به عشق و عاشقی و این داستانا😂و غیرتی شدن های داش حامی مون🤣

    ۶ سال پیش
  • نازی

    8

    آفنر حامی جونم 😍😍😍 آفنر آرامش جونم 😍😍موچ واست دختر گلم

    ۶ سال پیش
  • وریا

    32

    به نظرتون از باربد چیزی موند؟

    ۶ سال پیش
  • Hasti

    35

    ن فک نکنم چون خون جلوی چشمای حامی رو گرفته بود اگه ارامش داد نمیزد قطعا میکشتش...که حقش بود پسره سوسول نچسب😐😂

    ۶ سال پیش
  • Sa_r_a

    9

    فک کنم یه چند تا تیکه استخونِ ناقابل ازش مونده🙂💔خوشمان آمدددد💜لنتی عالی بود ،معرکهههه بوددد😲💜عاشق اون قسمت شدم که طِیِ یک حرکت بسی جیذاببب با قفل فرمون پیاده شد واسشششش😂😂💔دلم خنک شد کتک خورد😈

    ۶ سال پیش
  • ؟

    9

    سر ارامش غیرتی شد با حرف باربد خالیش کرد ای جونم افرین

    ۶ سال پیش
  • نیو

    11

    پسره *** فکر کرده همه مثل خودش سوسول و بی غیرتن، ایول حامی دمت گرم واقعا خوشم اومد

    ۶ سال پیش
  • الیا

    7

    آخ نوش جونت باربد جون😂😂😂🤭🤭🤗🤗

    ۶ سال پیش
  • رهـایـی

    9

    آخ ک چقد دلم خنک شد آفرین حامی😂

    ۶ سال پیش
  • نسرین بانو

    10

    به به جوووووونم جذبه آرامش غیرت حامی به به خوشمان آمد نشونه عاشقیه دیگ چ میشه کرد😂😜

    ۶ سال پیش
  • رضوان

    11

    جونم جذبه ی آرامش

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    8

    پارتی بسی معرکه بسیییییی🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤

    ۶ سال پیش
  • بنده خدا

    17

    اخجوننن بالاخره داررر عاشقققق میشههه😁😍😍😍بر طبل شاهانه بکوب مردانه و شاهانه بکوب لای لای ای ایران ای مرز پر گوهر😐اما ارامش عجب جذبه ایی دار ها😟

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️