پارت صد و هفتاد و نهم :

هرروزی که می‌گذشت، بی قرارتر میشدم.
پاییز نارنجی از راه رسیده بود اما من هنوز داشتم سرجایم در جا میزدم.
رفت و آمد هایم با باربد هم نتوانسته بود چندان کار را پیش ببرد.
یکی دوباری سعی کردم از زیر زبانش حرف بکشم و درباره ی کار پدرش اطلاعات جمع کنم اما نم پس نداد.
طوری رفتار می‌کرد که انگار از هیچ چیز خبر ندارد، اما مگر میشد؟
باربد از کمیل جدانشدنی بود.
امکان نداشت که از کا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ...M...

    2

    از عکس آرامش اصلا خوشم نمیاد از همه زشت تره ولی از ماهرو خیلی خوشم میاد خوشگله

    ۵ سال پیش
  • mary

    4

    رمان خوبیه 😁ولی کاشکی روند داستان با سرعت بیشتری پیش بره😊😁

    ۵ سال پیش
  • Bahar

    13

    جان به حامی توهین کرد ایییییییی نفس کش بیام لت پارت کنم پسره پرو

    ۵ سال پیش
  • M

    3

    یاد گرفتی بگو منم یادبگیرم🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • شینا

    4

    اه من چقدر از این باربد بدم می اد یکی نیست بهگه تو که نه قیافه واری نه بلدی با ارامش حرف بزنی بعد می *** دل سنگ هم اب می شه ( چرا درمور حامی اینشکلی حرف زد) پسره ی چندش ** من از باربد وا قعا بدم می اد

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    5

    بچه پرو به چه حقی اینجوری درباره حانی صحبت میکنی اون زیر دست اگه باشه زیر دست آرامشه نه توعه عوضی

    ۵ سال پیش
  • H

    6

    باباپسرفقط بایدقربون زنش *** کسی که هنوباهاش نسبت نداره ایییش

    ۵ سال پیش
  • محدثه

    12

    من چققددددد آخه بدم میاد از باربد آخه پسرم اینقد لوس اینقد سبک هووووف عصابم خورد شد😐😐😐 راننده بخوره تو سرت پسره ی الاغ

    ۵ سال پیش
  • لیلا.!

    5

    سلام نویسنده. شما گفتین که این رمان از طولانی ترین رماناتونه.رمان های طولانی خوبن اما رمانی موفقه که درگیر روزمره نشه و هر قسمت حتی شده یه چیزکوچیک به عنوان سرنخ رو کنه.

    ۵ سال پیش
  • لیلا.!

    4

    و باحفظ جذابیت هاش درطول رمان مخاطب رو مثل روز اول مشتاق و تشنه خوندن نگه داره.من یادمه یک هفته ماتو *** داشتیم از روزمره ها زندگی طوفان خانوم میخوندیم🙂💔😂یه فکر چاره ای کنین این رمان بس حیفه:"

    ۵ سال پیش
  • زلزله

    10

    دربند بخوره فرق سرت😐الهی تو کوچه پس کوچه های عشق تضاهری و دروغیت بخوری زمین دستت خونی شه،دیگه از این غلطا نکنی😂منم قاطی کردم🤦 ♀️

    ۵ سال پیش
  • Sgnd

    14

    چگونه از طریق رمان ب باربد سیلی بزنیم؟😐😂😂

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    7

    رمان یه زندگیه، خب قرار نیست هر پارت چیز جذابی داشته باشه خب، اونوقت آخر جمع بشه که رمان جذابی نمیشه. رمان باید روند خودش رو بره. خیلی ممنون رمانتون عالیه❤️ فقط لطفا حجم پارتها و یکم زیاد کنید.ممنون🌸

    ۵ سال پیش
  • Sa_r_a

    10

    بنظر من رَوَنده داستان هیچ مشکلی نداره و خیلی خوب داره جلو میره و بنظرم قشنگیِ رمان از بین میره اگه خیلی زود به همدیگه ابراز علاقه کنن☺🙂💛

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    8

    از اون طرف ماهرو از این طرف باربد😧

    ۵ سال پیش
  • هانی

    9

    شاید تو دربند یه اتفاق مخم بیوفته که اینا متوجه بشن که عاشق همن😊

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!