پارت نود و هفتم :

یاسمین با چشمانی گرد شده به او خیره ماند.
بی‌اختیار خندید؛ خنده‌ای که از سر بهت و عصبانیت بود تا سرخوشی!
-شوخی می‌کنی دیگه؟
شاهین کتش را کنار زد.
دستش را در جیب شلوارش فرو برد و گفت:
-تا حالا دیدی من شوخی کنم؟
یاسمین سابقه مرد را در ذهنش مرور کرد.
اهل شوخی بود؟؟ ابداً.
همیشه خدا هم رک و پوست‌کنده حرفش را می‌زد.
یاسمین دست به سینه ایستاد.
به نشانه مخالفت سرش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    قطعا توطئه ایی بزرگ در کار است بدون شک

    ۲ هفته پیش
  • لاله

    0

    شاهین که یک ساله این توانایی داره که ببینه کی راست میگه کی دروغ پس چرا تا الان کاری نکرده

    ۱ ماه پیش
  • moon

    0

    خب عالی شد واقعا

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    بیشتر فک کنم به ارجمند بزرگه اس

    ۲ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    جانیا چیکارشون کردن؟

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    1

    بنظرم دوقلوها هم منتقل شدند

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چرا؟

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    دوقلوها برلی تیم ارجمند مهم هستن بنظرم به همین سادگی حذف نمیشن...اصلا شاید هنوز جراحی نکردند ..نمیدونم ..اون خون خشک شده هم نمیدونم برای کدومشونه ولی اینو میدونم اونا رو منتقل کردن به جای دیگه

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اما خب اینم باید در نظر بگیریم که قلب آنا ضعیف شده بود و اگه عمل جداسازی رو انجام نمیدادن، باز هم احتمال داشت بمیرن...ولی اگه عمل میکردن،احتمال زنده موندن آناهیتا کم بود

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    آره اینم هست .ولی خب هر سوالی هم بپرسیم شما که نمیدونی باید ببینیم چه اتفاقی افتاده😅 پس اگر از هاله ی سیاه اتفاق بد منظورت بوده ارجمند قطعا منفیه با یامور که نمیخواد به شاهین چیزی بگه وپدر شاهینی که الکی توی محفظه نگهداریش کردن بیشتر زندانی شده بخاطر اینکه بتونه کاراشو راحت بکنه...

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اره خب....منم متاسفانه نمی‌دونم....هر پارت مثل شماها تا پارت بعدی باید خماری بکشم😂🥲❤️

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    فدات شن دشمنات چقدر سختی میکشی تو دختر...🤪😬 باورکن ما مخاطبینت نمیخواهیم اینقدر تو از جان مایه بگذاری و به خماری برسی🤪😬 میخوای بده بقیشو من ادامه بدم؟😁 فقط من مثبت۴۳ مینویسم😬🤪

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم من رو یاسی غیرت دارم....فقط +۱۲ قبول دارم😂😅

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    شاهین باید دست بکار بشه خودش...اینجوری زمان رو از دست میده یاسمین بگو مامان چی گفته شاعسن میتونه کمک کنه از تو شاید یکم باهوشتر باشه یکم یک ذره یک کوچولو یک دهم اعشاری😉🤪

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عاطی....عااااطییییی انقدر یاسی منو اذیت نکنننننن.....ولی خب یاسی فعلا به شاهین اعتماد نداره🤭❤️

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    😅🤪🤣خخخخخخخخخخ

    ۸ ماه پیش
  • اسرا

    2

    بابایاسمین داره باهت باآرامش حرف میگه بروپیشش 🙏

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یاسی هم حق داره...سخته واقعا🥲

    ۸ ماه پیش
  • مهلا

    1

    عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • آوا

    0

    ولی دلیل شاهین برای موندن یاسمین یه چیز دیگه بودا😁ولی خب ما هیچی نمیگیم،نیلوفر جونم عالیییییییییییی بود

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به دلیلش غیر مستقیم اشاره کرد....می‌خواد یاسی پیشش باشه🤭😁❤️😍

    ۸ ماه پیش
  • هاجر

    0

    هم دانیال هم دوقلو ها هم ارجمند بزرگ باهم نباشن شاید دوقلو ها رو منتقل کردن جای دیگه برای فرضیه دانیال دوقلو هارو نجات داده خیلی زوده ولی الان چی شدن ک نیستن عجیبه

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله اینجا هرچیزی ممکنه....باید ببینیم چی‌شده واقعا🤔❤️

    ۸ ماه پیش
  • Niki

    0

    مرسی عزیزم بابت پارت هدیه🙏❤️ فقط به نظرم ی قسمتی از پارت نیست یا من اشتباه میکنم؟

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    درست شد گلم...یه تیکه جامونده بود

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    ارجمند داره یک کارایی میکنه... مشکوک

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید....🤔

    ۸ ماه پیش
  • آمینا

    0

    نیلوفر وسطش متن تکراری بود و این آقای دوربینی یهو از وسط حرفاشون نوشته،شد . یاسمین دیگه چاره ای نداری عزیز جان کوتاه بیا

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی که گفتی گلم❤️ اصلاحش کردم

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    ینی چی ک دوربین خراب بوده.... قضیه خیلی مشکوکه... میشه اوناهم زنده باشن؟

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    والا نمیدونم منم😁🤭

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️