تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت نود و هفتم :
یاسمین با چشمانی گرد شده به او خیره ماند.
بیاختیار خندید؛ خندهای که از سر بهت و عصبانیت بود تا سرخوشی!
-شوخی میکنی دیگه؟
شاهین کتش را کنار زد.
دستش را در جیب شلوارش فرو برد و گفت:
-تا حالا دیدی من شوخی کنم؟
یاسمین سابقه مرد را در ذهنش مرور کرد.
اهل شوخی بود؟؟ ابداً.
همیشه خدا هم رک و پوستکنده حرفش را میزد.
یاسمین دست به سینه ایستاد.
به نشانه مخالفت سرش
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لاله
0شاهین که یک ساله این توانایی داره که ببینه کی راست میگه کی دروغ پس چرا تا الان کاری نکرده
۱ ماه پیشmoon
0خب عالی شد واقعا
۲ ماه پیشآرزو
0بیشتر فک کنم به ارجمند بزرگه اس
۲ ماه پیشRoghayyeh
0جانیا چیکارشون کردن؟
۷ ماه پیشعاطی
1بنظرم دوقلوها هم منتقل شدند
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چرا؟
۸ ماه پیشعاطی
0دوقلوها برلی تیم ارجمند مهم هستن بنظرم به همین سادگی حذف نمیشن...اصلا شاید هنوز جراحی نکردند ..نمیدونم ..اون خون خشک شده هم نمیدونم برای کدومشونه ولی اینو میدونم اونا رو منتقل کردن به جای دیگه
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اما خب اینم باید در نظر بگیریم که قلب آنا ضعیف شده بود و اگه عمل جداسازی رو انجام نمیدادن، باز هم احتمال داشت بمیرن...ولی اگه عمل میکردن،احتمال زنده موندن آناهیتا کم بود
۸ ماه پیشعاطی
0آره اینم هست .ولی خب هر سوالی هم بپرسیم شما که نمیدونی باید ببینیم چه اتفاقی افتاده😅 پس اگر از هاله ی سیاه اتفاق بد منظورت بوده ارجمند قطعا منفیه با یامور که نمیخواد به شاهین چیزی بگه وپدر شاهینی که الکی توی محفظه نگهداریش کردن بیشتر زندانی شده بخاطر اینکه بتونه کاراشو راحت بکنه...
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اره خب....منم متاسفانه نمیدونم....هر پارت مثل شماها تا پارت بعدی باید خماری بکشم😂🥲❤️
۸ ماه پیشعاطی
0فدات شن دشمنات چقدر سختی میکشی تو دختر...🤪😬 باورکن ما مخاطبینت نمیخواهیم اینقدر تو از جان مایه بگذاری و به خماری برسی🤪😬 میخوای بده بقیشو من ادامه بدم؟😁 فقط من مثبت۴۳ مینویسم😬🤪
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نه عزیزم من رو یاسی غیرت دارم....فقط +۱۲ قبول دارم😂😅
۸ ماه پیشعاطی
0شاهین باید دست بکار بشه خودش...اینجوری زمان رو از دست میده یاسمین بگو مامان چی گفته شاعسن میتونه کمک کنه از تو شاید یکم باهوشتر باشه یکم یک ذره یک کوچولو یک دهم اعشاری😉🤪
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عاطی....عااااطییییی انقدر یاسی منو اذیت نکنننننن.....ولی خب یاسی فعلا به شاهین اعتماد نداره🤭❤️
۸ ماه پیشعاطی
0😅🤪🤣خخخخخخخخخخ
۸ ماه پیشاسرا
2بابایاسمین داره باهت باآرامش حرف میگه بروپیشش 🙏
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
یاسی هم حق داره...سخته واقعا🥲
۸ ماه پیشمهلا
1عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜💜
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۸ ماه پیشآوا
0ولی دلیل شاهین برای موندن یاسمین یه چیز دیگه بودا😁ولی خب ما هیچی نمیگیم،نیلوفر جونم عالیییییییییییی بود
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به دلیلش غیر مستقیم اشاره کرد....میخواد یاسی پیشش باشه🤭😁❤️😍
۸ ماه پیشهاجر
0هم دانیال هم دوقلو ها هم ارجمند بزرگ باهم نباشن شاید دوقلو ها رو منتقل کردن جای دیگه برای فرضیه دانیال دوقلو هارو نجات داده خیلی زوده ولی الان چی شدن ک نیستن عجیبه
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله اینجا هرچیزی ممکنه....باید ببینیم چیشده واقعا🤔❤️
۸ ماه پیشNiki
0مرسی عزیزم بابت پارت هدیه🙏❤️ فقط به نظرم ی قسمتی از پارت نیست یا من اشتباه میکنم؟
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
درست شد گلم...یه تیکه جامونده بود
۸ ماه پیشعاطی
0ارجمند داره یک کارایی میکنه... مشکوک
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاید....🤔
۸ ماه پیشآمینا
0نیلوفر وسطش متن تکراری بود و این آقای دوربینی یهو از وسط حرفاشون نوشته،شد . یاسمین دیگه چاره ای نداری عزیز جان کوتاه بیا
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی که گفتی گلم❤️ اصلاحش کردم
۸ ماه پیشاکرم بانو
1ینی چی ک دوربین خراب بوده.... قضیه خیلی مشکوکه... میشه اوناهم زنده باشن؟
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
والا نمیدونم منم😁🤭
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0قطعا توطئه ایی بزرگ در کار است بدون شک