تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت نود و ششم :
به محض آنکه حالِ یاسمین جا آمد و توانست روی پاهایش بایستد، همراه با شاهین از اتاق بیرون رفت.
شاهین جلوتر راه میرفت و یاسمین با قدمهایی آرام و خسته، پشت سرش حرکت میکرد.
و با هر قدمی که برمیداشت، خاطرات دوقلوها پیشِ چشمان محزونش زنده میشدند.
کنار اتاقک شیشهای ایستاد.
برای اولینبار، آن دو خواهر دوستداشتنی را همانجا ملاقات کرده بود؛
دوقلوهایی که به هم چØ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لاله
0خوبه که سعی میکنه حواسش پرت کنه تا از موضوع جدا بشه
۱ ماه پیشmoon
0تو این شرایطم ول نمیکنه شاهین
۲ ماه پیشآرزو
0ای شاهین واقعا هم امتیازه ویژه ایی
۲ ماه پیشRoghayyeh
0🤣😍راس میگه شاهین امتیاز خیلیییی ویژه محصوب میشه
۷ ماه پیششیرین
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💔💔💔💔
۸ ماه پیششیرین
0خوب بچم راست میگه با اون همه جذابیت یه امتیاز زیادیه مگه چندتا شاهین داریم که توی بقیه اتاقها هم باشه
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
موافقممممم😁😎❤️
۸ ماه پیششیرین
0حالا جالبیش این جاست یامور یاسمین و تو اتاق شاهین ببینه چه شود
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
غوغا میشود😂
۸ ماه پیشنادیا
0چه اعتماد به نفسی هم داره 😒😂
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خییییلی😂 ولی بچم راست میگه واقعا امتیاز ویژهست
۸ ماه پیشفاطی
1خب غیرت داری آیا به قسمت استغفرالله نمیرسیم..شما نویسنده گرامی نمیدانی که خواننده ها درس عبرت نمیگیرن و فاز جوجویی میخوان آیا به یاسی و شاهین از وصله ها نخواهد چسبید.😁
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خیررر.تا قبل خوندن خطبه عقد، به قسمت استغفرالله نخواهیم رسید😂😁چه معنی داره این حرفا خواهر من؟؟؟😂
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ولی جدا از شوخی یاسی خودش ادمیه که حد و مرز داره...قبلا هم به شاهین چندباری گفت به من دست نزن❤️
۸ ماه پیشعاطی
2امتیاز ویژش خودش🤪😁 شاهین میخواد یاسمین از این حال دربیاد و یاسمین لجباز و جنگنده رو بیاره بالا ..بچه ها یا دتون نرفته دخترمون تیزهوشه..الان به حالت طبیعی و اول برمیگرده و به جای گونه های قرمز شده بالا و پایین شاهین رو رگباری آباد میکنه که یکدفعه یامور در میزنه🤪😁
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اره موافقم میخواد حال یاسی عوض بشه😂😂😂😂
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
احساس میکنم قبول ندارید یاسی تیزهوشه😂😂😂 به جان خودم هوش ریاضیش قویه و تو مسائل علمی قوی عمل میکنه...حالا بذار برسیم😂❤️
۸ ماه پیشعاطی
1واقعا حس میکنم بعدا قرار سوپرایز بشیم از نظر هوشی...🤣🤣🤣🫣
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شک نکنننن
۸ ماه پیشعاطی
1خداییش نیلوفر خودتم میدونی باباش ویروسی نشده یا زنده است یا مرده اما ویروسی نیست باگ موضوع برای شاهین باید همین باشه من دوست دارم بابای شاهین زنده باشه وسالم🤠😎 یاسمین یک پدرشوهرش نشه🤪😬
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نه والا من از کجا بدونم....من که تو آزمایشگاه نبودم😁😁 اگه اون موقع تو آزمایشگاه بودم، منم مبتلا به ویروس میشدم😂
۸ ماه پیشآوا
0"امتیاز ویژه اش خودمم" واییییییی عالیییییییییییی بود خیلی خوب بود ، ولی جوری که سعی کرد روحیه شو عوض کنه، ننه چرا این دوتا انقدر گوگولینننننننننن،ولی حاجی یاسمین چرا انقدر دو هزاریش کجه؟😂
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بوس بهت❤️💋 یاسی یه سر داره هزار سودا😅
۸ ماه پیشفاطی
0اوه اوه حرف برسامو رز و نزن چه معنی میده رمان بره فاز دیگه نیلوفرجان بیا و این قسمتا رو اسلوموشن کن...😎
۸ ماه پیشترنم
1نگران نباش یاسیمین جون جات پیش شاهین امنه مواظبت میکنه ازت نترس
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اره واقعا هواشو داره😍 ولی باز برای یاسی سخته
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0به به اتاق ویژه😁امتیاز ویژه ترش اووه چه شود