پارت صد و یک :

نازگل
سقف این اتاق، شب‌ها ستاره ندارد.
پنجره‌اش رو به حیاط باز نمی‌شود.
دیوارهایش نه ترک دارند، نه قاب عکس، اما نفس را بند می‌آورند.
هوا، عجیب بوی دود و دلتنگی می‌دهد.....
صدای قهقهه‌ی مردانه از پایین می‌پیچد توی اتاق، همراه با صدای برخورد گیلاس‌ها…
مهمانی‌ست. باز هم.
من اما پشت دری قفل‌شده نشسته‌ام. با روسری که سفت گره خورده دور گلویم.
با دلی که مثل خاک‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!