پارت نود و یک :

یاسمین کنار پنجره نشسته‌بود و به هواپیمای سفیدی نگاه می‌کرد.
روی بدنه‌اش نام هیچ شرکتی حک نشده‌بود!
سرش را به آرامی چرخاند و به شاهین که سرگرم صحبت با رضا بود، نگریست.
آن مرد واقعاً کی بود؟
بدون آنکه از گیت فرودگاه رد شوند،
بدون آنکه مدارک شناسایی نشان بدهند،
به منطقه خاصی آمده‌بودند تا سوار هواپیما شوند.چنین چیزی عجیب نبود؟
شاهین واقعاً چه‌کسی بود؟
پشتش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    خیلی جالب بود.بخش ایران بودن رو دوست داشتم.اگز منم بودم به شاهین اعتماد میکردم.به جز شاهین *** دیگه ای نیست که بهش کمک کنه

    ۲۱ ساعت پیش
  • لاله

    0

    حداقل پلیس در جریان میزاشت بعد میرفت.شاید با کمک پلیس بهتر بتونه با مسئله مسلط بشه

    ۲۱ ساعت پیش
  • moon

    0

    هی معما پشت معما

    ۶ روز پیش
  • آرزو

    0

    عالی بود مثل همیشه و دوباره برگشت به ترکیه

    ۶ روز پیش
  • رارا

    0

    کاش میتونست حداقل به اون شماره ایی که دانیال داده بود زنگ بزنه

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا👌🏻❤️

    ۲ ماه پیش
  • asma

    0

    عالی

    ۷ ماه پیش
  • شیرین

    1

    نمی دونم ولی احتمال میدم فرمول دارو رو چند بخش کردن هر کدوم و یه جایی پنهان کردن ACGهم مخفف مکان هاست

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فرضیه خوبی بود عزیزم😍👌🏻 اینجا هرچیزی ممکنه❤️

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    3

    عمرا اگر نیلوفر خودش به این موضوع فکر کرده یعنی بعضی از بچه ها یک نظراتی میدن واقعا باید جنایی بنویسن ناموسا😁😅

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    از کجا معلوووووم؟؟؟ شاید منم بهش فکر کردممم😁😁❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کاملا موافقم❤️ نظرات عالین👌🏻❤️

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    2

    منم پیراشکی با سس شکلات فراوان دوست دارم همونطور که یاسمین و نیلوفر دوست دارند... ACG فرمول نیست من از یاسمین باهوشمون متوجه شدم..بچه ها من به دانیال هم مشکوکم اگر منصوری مشکوک باشه دانیال هم شاید بتونه مشکوک باشه.. دخترمون باید به شاهین اعتماد کنه و بگه توی فیلم چی دیده و شنیده..

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    پس به جمع شکمو ها خوش اومدی عزیزم😂😂❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یعنی صد در صد به شاهین اعتماد دارید؟؟ قابل اعتماده؟؟😁😁

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    3

    شک نکن ۱۰۰ درصد پسری که پیراشکی شکلاتی برای دختری تهیه میکنه سفیده😄😁😅😘

    ۷ ماه پیش
  • ثریا

    2

    اهوم اگه شیر کاکائو هم بخره که دیگه خیلی خوبه 😍😂

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    با پیراشکی شکلاتی سریع گووول خوردیاااا😂😂😂❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    1

    یعنی ببین مردی با ویژگی های شاهین اصلا نیازی نداره با پیراشکی گول بزنه اون لعنتی با چشم خمار هم میتونه تیزهوشمون رو گول بزنه😅😉اما چیزی که خودت منتقل کردی شاهین امنه...قولم داده تهش یاسمین رو به پدربزرگش میرسونه..این یعنی قول مردونه نه گول زدن..نیلوفر اذیت نکن گیجمون نکن😎

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اووووو.چه قدر اینجا شاهین رو تحویل گرفتییییی😂🤭😁😎 خوش به حالش❤️😁

    ۷ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    ما یه جا نزدیکمون پیراشکیای کوچولوی اینجوری داره،لعنتی اینقد خوشمزست که هروقت میگرفتیم واقعا نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم برا خوردنش،تازه چن بارم بردم کارآموزی با بچه ها خوردیم به به یادم افتاد دلم خواست🥲🥹 چه روزای خوبی بود🫠🥲 چقد خوشمزه بود🔥😋

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم😍❤️ انشاء‌الله که همیشه به خوشی و سلامتی باشید❤️

    ۷ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    0

    بله خیلی عالی و متفاوت بود..منم بودم اعتماد نمیکردم

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر❤️

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    0

    بنظرم اون کد توی گردنبند توی آزمایشگاه ترکیه معنا پیدا میکنه.....شاید توی ظروف داروها جاساز شده..شاید کد آسانسور هست برای طبقه موردنظر...شاید ارجمند و دخترش درمورد این کد بدونند..شاید دکتر دلنواز بتونن کمک کنه..شاید اون پسر کوچیکه اطلاع داشته باشه.و....تا اطلاعات بعدی فعلا

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله ممکنه👌🏻❤️

    ۷ ماه پیش
  • آوا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بوس بهت💋❤️

    ۷ ماه پیش
  • مبینا

    0

    یعنی اون رمز چیه و زودتر یاسمین متوجه بشه تا *** دیگه متوجه نشده به فرمولا نرسیده

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم امیدوارم زود متوجه بشه❤️

    ۷ ماه پیش
  • آیلار

    1

    من حس می کنم فرموله یه ربطی به جهش ژن داره و اون بیماری قطعا بهش مربوطه

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به جمع ما خوش اومدی آیلار جان❤️

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فرضیه خوبی بود عزیزم❤️

    ۷ ماه پیش
  • تارا آرام

    0

    این قسمت شاهین رنگی ، به چه رنگی؟؟ وایی خیلی خوبه که دیگه یاسمین حواب شاهینو میده ، واقعا شاهین موحد تو کی هستییی؟ چه جوابی داد ولی یاسمین من هنوز تو کف جوابشم و بهش آفرین میگم👏🏻❤️ 🔥✨ ACG شبیه کدون یه آمینواسیده شاید گمشده ی ترکیب مربوط به همونه که اینگار تریئونینه، این یه حدسه البته

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فرضیه خوبی بود عزیزم😍👌🏻❤️ اینجا هرچیزی ممکنه...❤️

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یاسی دیگه کم‌کم داره قاطی میکنه از دست این موحد😂😂

    ۷ ماه پیش
  • Roghayyeh

    1

    شاهین به نظر من رنگش بنفش تیره اس خیلی خاص و قشنگ

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😍😍 چه قشنگ

    ۷ ماه پیش
کپی شد!