تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت نود و دوم :
پس از چندین ساعت پرواز، بالاخره به جزیره برگشت.
جزیرهای که دور تا دورش را آب احاطه کردهبود تا هیچ راه گریزی نباشد.
آسانسور در طبقهی دوم از حرکت متوقف شد.درب به روی یاسمین باز شد؛ اما دختر قدمی به جلو برنداشت.
واقعاً با پای خودش به آزمایشگاه برگشتهبود؟
داشت با زندگیاش چیکار میکرد؟
کاسه چشمانش را چرخاند و طبقه دوم را از نظر گذراند.
بیش از اندازه سوت و کور بود!
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
moon
0هرجا میره یه بدشانسی هست
۲ ماه پیشآرزو
0هر چی باشه زیر سره ارجمنده
۲ ماه پیشرارا
0مشکوکه نکنه کشتنش😱
۴ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اره خیلی مشکوک بود داستان🥲👌🏻
۴ ماه پیشهاجر
0هویتش لو رفته و یه بلایی سرش آوردن یا از اول جز نقشه بوده
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممکنه....🥲
۸ ماه پیشتارا آرام
0یه چیزی درست نیست اینجا صد در صد . نکنه هویت دانیال لو رفته یا نکنه دانیال یه چرندی در مورد یاسمین گفته که امید اینجوری کرد، یه چیزی شده، احساس می کنم از یاسمین دلخوره شاید فهمیده کمی دروغ گفته یاسمین و از اعتمادش ناراحت شده، نمیدونم والاا
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدا میدونه😁😁 مرسی از حضور فعالت دختر قشنگم❤️
۸ ماه پیشتارا آرام
0من که میگم همونطور که قبلا گفته شد ، دانیال نگونبخت عزیز، یه بلایی سرش اومده، هر کاریم کرده باشه و کرده باشن، فک نکنم چضعیتش خوب باشه، این آزمایشگاه به آدمای منفعت طلبی چصله، نمیشه انتظار داشت با معربونی و دلسوزی و رأفت برخورد کنن مخصوصا اگ به نکته و رازی پی برده باشن.
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اینجا هر چیییییزی ممکنه واقعا😁😁
۸ ماه پیششیرین
0حالا چرا امید قیافه میگیره قضیه چیه؟
۸ ماه پیششیرین
0من که میگم هویت دانیال لو رفته یه بلایی سرش آوردن محاله ممکنه یهویی ولش کنن بگن به سلامت
۸ ماه پیشمحیا
0اصلا از کجا معلوم دانیال برگشته ایران شاید با زور بردنش یه جای دیگه یا امکانش نبوده با یاسمین تماس بگیره 💔💔💔❤️❤️🤔
۸ ماه پیشنادیا
1خودش رفته ایران ی زنگ نزده حالا از رفتن دانیال ناراحته!؟ اینم بیخیال امید چرا ناراحته!؟ 😐
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خودش با دانیال هماهنگ کرد برای ایران.در اصل نقشه جفتشون بود ولی انتظار نداشت دانیال یهو بره💔
۸ ماه پیشنادیا
0خب هماهنگ کردن که بره زنگ بزنه ولی نزد که
۸ ماه پیشViana
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اینجا هر چیزی ممکنه...👌🏻💔❤️
۸ ماه پیشعاطی
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
واقعا هرچییییزی ممکنه👌🏻👌🏻
۸ ماه پیشمهلا
2عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۸ ماه پیشفاطی
3خب احتمالات زیاده..خب تو آزمایشگاه مریض نگه میدارن دانیال خوب شده دیگه..ولی میشه راحت کسی رو آزاد کرد..مشکوکه
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
منم موافقم....مشکوکه😁🤭❤️
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
چه بلایی سر دانیال آوردن واقعا آزاد شده یا کشتنش