پارت نود و چهارم :

دختر یک قدم عقب رفت. دست برد جلوی دهانش. خلیل گفت:
–نه قربان. نازگل نیست. اسمش سکینه س. از ده پایین اومده. خودشم می‌گه تا حالا شما رو ندیده. ولی... واقعا شبیه نازگله... خیلی.
مات و بی‌حرکت مانده بودم. نگاهم روی خطوط چهره‌ی دختر می‌لغزید. همان پیشانی، همان گونه‌ها... ولی نگاه... نگاه نازگل طور دیگری بود. گرم‌تر‌..
نفسم را آهسته بیرون دادم.
–ببخشید سکینه تو رو با کسی اشتباه گرفتم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!