پارت هشتاد و پنجم :

دو قرصِ مسکن را از جلدش بیرون کشید و در گلو انداخت.
بلافاصله لیوان را برداشت و کلِ آب را یک نفس سر کشید.
لیوان را با ضرب روی میز گذاشت و برای یک ثانیهِ کوتاه، سکوت خانه را شکاند.
ملیحه‌بانو به خانه‌اش برگشته‌بود و یاسمین...
هیچ خبری از دختر نبود!
شاهین سرش را بالا گرفت و نیم نگاهی به ساعت دیواری انداخت.
از نیمه شب هم گذشته‌بود!
دستانش را بالا برد و دو طرف سرش را گرفت.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    شاهین که مبدونه یاسمین کتاب خونده دیگه این کارا چیه؟

    ۲ روز پیش
  • moon

    0

    حالا وقت همکاریه

    ۷ روز پیش
  • فاطی

    2

    تراشه مرگ یعنی چه...یعنی به طرف مرگ میکشونه طرف و...یه وقتی پلیس در ماجرا وارد بشه به نفعِ..شاهین که از دست رفت...باید دوباره یه ملاقات با منصوری داشته باشند..خیلی چیزا هنوز سکرتِ

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به تراشه‌ قبلا یه اشاره ریزی شده.تو دست افراد آزمایشگاه یه تراشه جاساز شده.شاهین هم این تراشه رو داره که باهاش انسولین بهش تزریق میشه❤️

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    0

    بله اشاره شده..ولی این تراشه ها باعث میشه به طرف مرگ بکشونتشون..شایدم مجبوره باشه آزمایشگاه و دور بزنه و یه جوری از دستش راحت بشه

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقا👌🏻❤️

    ۷ ماه پیش
  • م

    2

    عحب دروغی،یاسمین باید خنگ باشه با تمام اتفاقاتی که افتاده و حرفایی که زده شده این دروغو باور کنه 😮

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ولی اگه خودمونو جای یاسی بذاریم، باورش یکم سخته🥲❤️

    ۸ ماه پیش
  • م

    2

    اووووه چه خوشحال شد یاسمین برگشت،بالاخره یه لبخند واقعی 😍🙏🏻💙

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😍😍😍😍

    ۸ ماه پیش
  • Niki

    2

    خسته نباشی نیلوفر جون🙏🏻😘

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزی❤️💋

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    3

    فهمیده حالا میخای سیاه بازی در بیاری بیار

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😁😁

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    سایه ها روحن؟چین؟ ممکنه روح مامان بابای یاسی باشن؟

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم.به پدر و مادر یاسی مربوط نیست❤️

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    شاهین جون حالاتو ماست مالی کن مثلا یاسمینم نفهمید😉😉😉

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    عکسای جدید چه خوشگلن... من باز عاشق جفتشون شدم...قربون قدو بالاشون😂😂😂

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلمی❤️💋 بوس بهتتت❤️

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    چقد شاهین بالبخند قشنگتره....

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدا😍

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    اون سایت پشت *** چی بود؟یه لحظه فک کردم *** اومده

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    *** دیگه واسه چی سانسور میشه؟

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😅😅😅

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نگران نباش عزیزم.برای من پیامتون کامل میاد

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در آینده بهشون یه اشاره ریزی میشه❤️

    ۸ ماه پیش
  • محیا

    2

    بالاخره نفهمیدیم اون سایه ها چی هستن شاهین حتما قبلا باهاشون ارتباط گرفته که نمیترسه من که ترسیدم یهو

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله شاهین قبلا هم اونا رو دیده🥲

    ۸ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    یاسمین نرو پسرم بدون تو درد میکشه

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲💔💔

    ۸ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    پسره چند خط میدونه یاسمین کتاب و خونده چه رد گم کنی بازی میکنه

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂😂😂 از دست این جناب اسمشو نبر

    ۸ ماه پیش
کپی شد!