پارت هشتاد و ششم :

شاهین برای چند ثانیه به چشمان دختر خیره ماند.
نفسش را به‌طور نامحسوسی از بینی‌ خارج کرد و گفت:
-در رابطه با این موضوع هر گله‌ای داری، به ارجمند بگو.من در جریانش نبودم.
یاسمین سمت او چرخید.ابروهایش را بالا انداخت و تمسخرآمیز گفت:
-جدی میگی؟
مکث کوتاهی کرد و ادامه‌داد:
-ولی من این‌طور فک نمی‌کنم.اتفاقا اینکه تو بخوای منو بدزدی،منطقی‌تر از اینه که عموت بخواد.هرچی باش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
تصویر شخصیت یاسمین در رمان تراشه مرگ یاسمین
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لاله

    0

    اگر ازقصد بابای شاهین مبتلا شده پس چرا زنده نگهش داشتن؟همشونم که زنده نگه داشتن

    ۲۲ ساعت پیش
  • moon

    0

    شاهینم تو یه بازی گیر کرده

    ۶ روز پیش
  • آرزو

    0

    همش معما مطمئنم پشت همه ی اینا اون ارجمنده

    ۶ روز پیش
  • Roghayyeh

    1

    یا از قصد ویروس رو به بابای شاهین تزریق کردن 🤐از ارجمند برمیاد

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله احتمالش هست از قصد تزریق کرده باشن👌🏻

    ۷ ماه پیش
  • Niki

    0

    عالیییییی مثل همیشه نیلوفر جون❤️😍

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خداروشکر❤️😍

    ۸ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    عه خانم سامانی عزیز نداشیمااا..ما هم میخواستیم بدونیم که پارت تموم شد🥲🥲🥲

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    تقصیر شاهین بود...من بی گناهم😁❤️

    ۸ ماه پیش
  • شیرین

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فرضیه خوبیه عزیزم👌🏻❤️ اینجا هرچیزی ممکنه

    ۸ ماه پیش
  • محیا

    0

    عالی بود عزیزم ♥️♥️♥️

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهتون🌸❤️

    ۸ ماه پیش
  • ثریا

    0

    شاید از قصد پدر شاهین رو مبتلا کردن میتونه کار ارجمند باشه؟

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    والا منم نمی‌دونم😁

    ۸ ماه پیش
  • ثریا

    0

    ممنون عزیزم 💕🤗

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربون تو❤️

    ۸ ماه پیش
  • نادیا

    0

    این شاهین تو ایران چقدر فرق کرده نسبت به آزمایشگاه🙁

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینجا ارتباطش با یاسی بیشتر شده👌🏻❤️

    ۸ ماه پیش
  • ثریا

    0

    ❤️ 🔥👌🏻❤️ 🔥

    ۸ ماه پیش
  • آوا

    2

    شت شت شت کاملا مشخصه اون جمله چیز خیلی خیلی خفنی بوده وایییییییی اصلا دیگه نمیتونم به ترکیب دانیال و یاسمین فک کنم فقططط شاهین و یاسمین ، نیلوفر جونم عالیییییییییییی بود

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دانیال هم خوووبه😁😁 ولی خب گنگ شاهین بیشتره😅😎😁

    ۸ ماه پیش
  • آوا

    0

    نیلوفر جونم اون روحیه خبیث که گل نکرده یه وقت خدایییییییی نکرده بخوای یاسی قشنگ مارو با دانیال کاپل کنی؟یا بسم الله الرحمن الرحیم

    ۸ ماه پیش
  • فاطی

    0

    امکانش هست بابای شاهین و والدین یاسمین یه چیزی فهمیدن و نباید میفهمیدن..تصادف اتفاق افتاده و پدر و مادرش مردن بابای شاهین هم مبتلاش کردن شانس نمرده و گذاشتنش درمحفظه تا دارو پیدا کنن..و منصوری یه چیزی در این بار میدونه و پنهان میکنه..همه اینا احتمالاتِ

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    2

    یا دارو آنقدر کشنده نیست که منصوری میگه یا دارو ساخته شده اما یکی هست که نمیخواد لو بده که دارو رو داره...حتی منصوری رو هم دور زده...چراااا

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دارو یا بیماری؟؟؟❤️

    ۸ ماه پیش
  • عاطی

    0

    همون بیماری💙

    ۸ ماه پیش
کپی شد!