طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت چهل و یک :
لبهایش را روی هم فشار میدهد:
- همه آدما دوست دارن نقش بازی کنن…اصلا نقاب زدن جزوی از وجود هممونه… .
خیره نگاهش میکنم و نمیفهمم چرا حرفهایش با تمام بیدلیل بودن برایم منظور دار است؛ شاید چون همیشه در حرفهای مرضیه نیشی بود که تا به عمق وجودم برود!
صدای نفس عمیقش نگاهم را میپراند و او ادامه میدهد:
- همهی آدما منظورم خودمم هست و همینطور …تو!
تو خطاب کردنم ب

لطفا صبر کنید...

م
1چقدر فلسفی شد حرفای آترا ،خودش هیچی نمیگه بعد انتظار داره،نیکداد رازای سر به مهر زندگیشو بگه🤔 😮🥺🙏🏻❤️