طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت سیزده :
پای چپش را روی پای راستش میاندازد و کتونیاش را مدام تکان میدهد. پاکت سیگارش را از داخل جیب سویشرتش که روی میز انداخته بیرون میکشد، نخی از داخل پاکت درمیآورد و باز همان فندک طلایی را در دست میگیرد.
- می کشی؟
مهناز لبخند میزند که لبهای کوچک و نازکش خوشفرم میشوند.
- نه ، ترک کردم. ادامه بده... .
نیکداد عصبی نوک سیگار را آتش میزند و سریع پک عمیقی میکشد، دودش را
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
سلام ممنونم از همراهی زیبا و پر از انرژیتون خوشحالم همراه رمان هستید. نیکداد شخصیت رنج کشیده و صبوریه و امیدوارم ارامش نسیبش بشه❤️🩹🙏🏻
۲ ماه پیشساحل
3نیکداد یه مرد صبور و ارومه که سعی میکنه مشکلاتش رو با کسی شریک نشه
۱۱ ماه پیشساحل
3به نیکداد واقعا حق میدم ادم کلافه میشع دیگه نیکداد هم قربانی بوده و زندگیش خراب شده مرضیه چرا اذیتش میکنه
۱۱ ماه پیشدلیا
2از شخصیت نیکداد و مهناز خوشم میاد البته اولشه و نمیشه قطعی گفت ولی نیکداد شخصیت خاصی داره واقعا🥰🥰🥺🥺
۱۱ ماه پیشدنیا
2عالی بود عزیزم خسته نباشی منتظر فردام تا پارت جدید رو بخونم♥️♥️♥️
۱۱ ماه پیشدنیا
2چه قدر نوع توصیافت رمان به دلم میشینه امگار یه زندگی واقعیه خیلی خوشم میاد و دوسش دارم به خصوص شهصیت اولش مرد هست🥰🥰🥰
۱۱ ماه پیشدلیا
2خیلی قشنگه قلم قشنگ و روونی دارید داستان هم به شدت جذابه عزیزم طبق معموب پارتا هم عالی بود خوبه که مهناز هست تا نیکداد یکم سرحال بیاد وگرنه مرضیه خیلی اذییتش می کنه 🥺🥺
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0سلام گلم خسته نباشی رمانت بسیار ساده و عامیانه و پر از احساس دردو خشم ه خیلیبده که می فهمیم تو دنیای که هستیم شیاطینی از جنس انسان دارند قلبمون سیاه می کند نیکزاد خیلی صبور بوده الهی که شادی تو قلبش بیاد عزیزم 🥰😍