پارت سوم :

نفس عمیقی کشیدم. هوا سنگین شده بود‌
چند ساعتی بود که انرژیِ منفی ولم نمی‌کرد.
شاید بعد از خوندنِ اون کاغذ...
با دست موهامو از صورتم کنار زدم. قطره‌های عرق از شقیقه‌ام سر خوردن و افتادن روی لباسم. میکروفن هنوز تو دستم بود. یه چشمک به لیوا زدم:
ـ «می‌ریم دور دوم. پر انرژی باشید ! »
لیوا لبخند زد، یه آدامس برداشت، تو دهنش گذاشت و گفت:
ـ « چشم پرنسس »
جولیان بدون حرف دکمه رو زد. آهنگ دوباره شروع شد.
زمین زیر پاهامون می‌لرزید.
وسط استودیو ایستادم و شروع به خوندن کردم.
لیوا چرخید، بدنش با ریتم حرکت می‌کرد.
کمرش رو به عقب کشید، یه دستش تو هوا بالا رفت، و با آهنگ، یه ضرب حرکت زد که حتی آیینه‌ی روبه‌رو لرزید.
پاهاش کوبیده شد. با هر حرکتش، صدای زنجیرهای لباسش با ریتم موزیک قاطی می‌شد.
رقصش سکسی و حرفه‌ای بود.
همین لیوارو به اسطوره‌ای رقاص تبدیل کرده بود.
جولیان هم عقب‌تر، نیمه خم‌شده روی لپ‌تاپ، ولی نگاهش دقیق. دست چپش مدام تنظیمات فیلتر رو بالا پایین می‌کرد، و دست راستش ضرب گرفته بود.
دوربین‌های کوچیکی که گوشه استودیو نصب بودن، داشتن همه چی رو ضبط می‌کردن. خانوم سو بعدا همه‌ی این تمرینات رو از طریق دوربین ها تماشا می‌کرد.
بله ، مدیر برنامه‌هامون!
با دست به لیوا اشاره زدم:
ـ «برو که رفتی!»
لیوا بدون لحظه‌ای مکث، وسط استودیو چرخید. با یه حرکت صاف و تیز، رفت روی زانوها، بدنش رو قوس داد، دستاشو باز کرد. یه برق توی چشماش بود. خودش رو پرت کرد بالا و موقع فرود، یه لگد سه‌زمانه زد.
نفسم رو حبس کردم. بعد، خوندم.
اونقدر با صدام کنترل همه چیز رو دستم گرفته بودم که هر لحظه امکان داشت استودیو رو سرمون خراب بشه.
کاری که همیشه انجامش می‌دادیم.
موزیک تموم شد.
سکوت.
قلب‌هامون هنوز می‌کوبیدن.
عرق از سرو رومون می‌چکید.
جولیان با لبخند گفت ـ «اینم حل شد.»
همون‌طور که نفسم رو صاف می‌کردم، به آیینه نگاه کردم. خودم رو دیدم.
با یه حس عجیب توی دلم.
یه چیزی شبیه ، یه حسِ قوی که می‌گفت همه‌ی اینا خراب می‌شه.
به بچه‌ها نگاهی انداختم ، ای کاش می‌تونستم بهشون بگم چه احساسی دارم!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شکیبا

    0

    وای خداوندا اووو یعنی اینا میخوان چیکا. کنننننن نکنه حالا یه جیگر طلا وارد رمان میشههه

    ۴ ماه پیش
  • ماهک

    4

    واییی چه قدر رمان خوبیه!! من خودم یه نویسنده هستم و می تونم بگم که چقدر قلم قوی ای داری کالیستو... این رمان، الهام گرفته شده از K-pop که خودم عاشق این سبکم🪄😭😭 امیدوارم که موفق بشی،❤️🕯️

    ۷ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    زن بذار بلیسمت😭😭لطف داری

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر

    0

    تازه شروع کردم به خوندن واقعا خفنهههههه

    ۸ ماه پیش
  • روباه پاییزی~

    3

    یلحظه دلم خواست اونجا میبودم لیوا رو میدیدم🦦 اصن عالیست وایبششششش بوسس💖

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    4

    نید چقد نازه واااایییی خدا خیلی کیوتنننننن

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    3

    انگار منم کنارشون بودم و نگاشون میکردم عالی بود😍

    ۱۱ ماه پیش
  • ایناز

    3

    عالی فقط نید شبیه عملی هاس

    ۱۲ ماه پیش
  • ثریا

    3

    خسته نباشی عزیزم عالی بود 💗🦋

    ۱۲ ماه پیش
  • ستاره

    3

    من واقعا دلم شکست عکس نید بد شده من چهره ی لیوا رو بیشتر از نید دوست دارم

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    بابا نید قشنگتره🤣حالا شاید عکسای دیگش قشنگتر باشن و من کج سلیقه بودم تو انتخاب این یکی ولی واقعا هرجوری حساب کنیم قشنگتره

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    annfigma ، اینم پیج شخصیت نید ، برید ببینید

    ۱ سال پیش
  • رستا

    3

    نویسنده قلم قشنگی داره واقعا،آدمو مجذوب میکنه

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ای جونم😁💞

    ۱ سال پیش
  • parmis

    1

    این رمان راجب چیه

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    کیپاپ و یه راز خیلی بزرگ

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    کاش عکساشونم بزاری خیلی داستان جالبی داره

    ۱ سال پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    اوخودا ، تو چنل تلم و پیجم گذاشتم ، اطلاعیه رو ببین آیدی هست

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    1

    واقعا خیلی هیجان داشت

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    1

    واقعا خیلی هیجان داشت

    ۱ سال پیش
  • ^_^ سارا

    2

    جوری که استرال تلاش میکنه برای سلطنت کیپاپ

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️