هکائو به قلم کالیستو آکوامارین
پارت چهارم :
دور تا دورمون چند نفر وایساده بودن. اونایی که حتی وقتی خستهایم، صدامون رو تنظیم میکنن، اونایی که با یه اخم کوچیکمون باید ده تا جلسه ترتیب بدن.
مدیر برنامهمون، خانوم سو، با دفترچهای تو دست، بهم چشم دوخت:
ـ «بینقص نبود. ولی خیلی خیلی ن ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

شکیبا
0چقدر خوبه به کسایی که پشت صحنه زحمت میکشن توجه کردی