پارت چهل و چهارم :
که در زده شد و صدای آرش بلند شد _ بیابیرون رفت.
زیرلب زمزمه کردم به جهنم و داد کشیدم به سلامت.
و شالم را با حرص کندم و بیتوجه به نم بودن موهایم روی تخت دراز کشیدم و لحاف را روی خودم کشیدم.
که در با صدای قیژی باز شد.
از زیر لحاف دستم را مشت کردم و قلبم بیاختیار تند زد.
صدایش را از کنارم شنیدم _الان چه وقت خوابه پاشو باید کباب سیخ بزنیم.
از حرص لب گزیدم من فکر میکردم ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خیلی ممنونم🌱🌻🙏
۱۲ ماه پیشستاره
2بی چاره چقدراین موقعیت برایه دختربده آرش تلافی سال های قبلامیخواددربیاره ولی الان وقتی اینقدربی *** وتنهاست ؟توکه خونه تابهش دادی به هربهانه ای دیگه اذیتشم نکنه بچه م گنا داره یتیمه 😭خیلی عالی کاش پارتهای بیشتری بذارید🌹
۱۲ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
درسته دخترم خیلی تنهاست🥲💔 چشم عزیزم این پارت هدیه بود بازم انشاالله داریم
۱۲ ماه پیشAlireza
2سلام، آخه چرااااپارت زود تموم میشه داره5جالب تر میشه
۱۲ ماه پیشبانو
2سپاس از پارت زیباتون من هر پارت رو چند بار میخونم
۱۲ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم🤍خوشحالم که اینقدر به دلتون نشسته❤️ والا ارسال پارت فقط یک روز طول میکشه اما پارت فردا رو زودتر از ساعت 7 و قوانین سایت میفرستم که بتونید بخونید
۱۲ ماه پیشبانو
1ولی همیشه جای حساسش تموم می کنی خیلی طول می کشه تا پارت جدید بفرستین وما هم کم حوصله ایم برا زودتر خوندنش
۱۲ ماه پیشسوگند
2ممنون ازارسال پارت ای ارش بدجنس توهم که دوسش داری خوب بهش بگو تادخترمون کمترغصه بخوره
۱۲ ماه پیش
زهره پورصباغ | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزدلم ممنون از ارسال نظرتون🤍
۱۲ ماه پیشRosha
0وای خدااااا
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Alireza
0کلا من خیلی طرفدار رمان احساسی هستم تا اینجا ک عالی بوده