پارت چهل و پنجم :
_هنوز سردرد داری؟!
پوزخندی زدم و بریده گفتم نترس تو خونهات نمیمیرم.
لبانش را به هم فشرد _تمومش کن داری بیهوش میشی اما هنوز حاضرجوابی!
و دستش را روی پیشانیم گذاشت.
_تب نداری اما خیلی بیحالی و با مکثی لب زد پریودی؟!
سرم را چرخاندم و زمزمه کردم _بی ادب نباش.
_بی ادبی نیست فقط سوال کردم تا شرایطت رو بفهمم.
_مگه دکتری؟
نگاهم کرد _ آدم نمیشی نه! بشین برات مسکن ب
لطفا صبر کنید...
