قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت صد و بیست و هفتم :
مرد تازه وارد با احترام خاصی با جناب داوودی برخورد کرد. داوودی با او دست داد و ساره را نگاه کرد. دخترک رنگ به رو نداشت. این همان سارهای بود که وصف هوش و استعدادش را از فرامرز موحدی و شرح شرایطش را از شهریار شنیده بود.
با ملایمت رو به ساره که خیال نمیکرد همه کاره او باشد، گفت:
_ نگران نباش دخترم. اینجام که با هم بریم.
ساره سرش چرخید سمت او و به سرعت تشکر کرد.
دل ساره با همی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آسمان
1مرسی بانو عالی 😍
۱۱ ماه پیشفخری
0سلام ودرود خدمت خانم رمضانی عزیز ممنون از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤🌹❤🌹
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
5قبول نیست اگه مجوزگرفتن ماهم باید ببینیم بدون سانسور😂😂😂
۱۱ ماه پیشمیم
2چیزی که من متوجه شدم،اگه درست باشه ایناهممون دشمنای موحدین که پسرشو بخاطر قضاوت عادلانش کشتن،الانم تو قالب شرکت یونیک جیب مردمو خالی کردن که باز موحدی سرراهشونه ،عادل وگروه خطر بخشی از این باندن،که فعلا عادل از دستشون دررفته واز طریق ساره می خوان پیداش کنن رابطشونم ستودست که مثلا دنبال شوهرشه🤔
۱۱ ماه پیشمیم
4درود بر خانم رمضانی عزیز ❤️❤️❤️خیلی خیلی عالی بود،بچه ها حق داشتن چهارچشمی منتظر دیدن عاشقانه های محمدمتصور بودن،اگه ببینن حتما شاخ درمیارن بس که این پسر عاشقانه هاش ناب و جداب ومنحصربه فردن وساره شوخ وحاضرجوابه🙏🏼👏👏👏
۱۱ ماه پیشنورا
2یعنی فقط عادل پشت این قضایاست؟ اگر آره که خیلی روانیه! میمون
۱۱ ماه پیشراز
4خیر نبینی عادل ک نمیزارین این دوتا ب کانال اصلی و مجوز برسن
۱۱ ماه پیشراز
2عالی بود بانو خسته نباشید
۱۱ ماه پیشاسرا
3وای بازهم ♥️😍😍شدم چقدرحیف که عادل پرویزی داردسته اش اجازه نمیدن خوشی اینهددوم پیداکنه🙏
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهرخ
2ساره و محمدمنصور خیلی باحالن .