پارت بیست و هشتم :


«آرسن»
«برای هماهنگی بیشتر با داستان، از این به بعد نام کتایون، به آرسن تغییر می‌کند.»
بیرون از آن قبرستان بزرگ منتظر بودیم. ده دقیقه‌ای از رفتن ملورین می‌گذشت. استرس همانند خوره به جانم افتاده بود. دروازه‌ای سیاه و زنگ‌زده با میله‌هایی تیز و خمیده به من دهن کجی می‌کرد، شبیه دندان‌های پوسیده‌ی یک هیولا بود. نور چراغ‌گازهای کهنه، لرزان روی سنگ‌فرش‌ها افتاده بود. لولاه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
ارسال نظر برای این رمان قفل شده است
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!