هوده به قلم مهدیه سجده
پارت صد و دوم :
نگاه تهام به صورت بهنود رسید:
- سلام بهنود خوبی؟ ببخشید مزاحم شدم، در پایین باز بود منم اومدم بالا. از محیا… .
لحظهای نگاهش داخل صورت تهام چرخید که سیبک گلویش پایین رفت و حرفش را بهتر ادامه داد:
- خواهرزادتون گفتن اومدین خونه…راستش اومدم بیمارستان چندبار ملاقاتتون ولی منو راه نمیدادن. گفتم یه سر بهتون بزنم. بهترین؟
جمله قطار مانند تهام که تمام شد، بهنود از جلوی در کنار ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
تهام و داستانش هم مشخص میشن بهنود دقیقا الان به الناز نیاز داره تا کمر خم نکنه
۱ سال پیشثریا
2الناز راه بیا با دل این بچه گناه داره به اندازه کافی داغون هست😥 خسته نباشی گلم دیروز نت نداشتم نتونستم بیام🌹🤕
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
الناز هم به اندازهی بهنود داره عذاب میکشه ولی بهنود از همه طرف تحت فشاره و داره کم میاره به خصوص با حال باربد 😭
۱ سال پیشثریا
2تهام خیلی مشکوکه میگه هنوز با هم خیلی کارا داریم و وسط راهم ولت نمیکنم 🙄
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
به اخرای راه هوده رسیدیم و همه جوابا پارتای اخر منتظرن❤️
۱ سال پیشزهرا
2خوب پس انگیزه تهام هم انتقام بوده ففط امیدوارم دوباره نخواد بلایی سربهنود بیاره
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
فقط در این خد بگم که ممکنه هرکسی انگیزهی خودشو داشته باشه 🙈
۱ سال پیشمیم
1فکر کنم تهام اومده بود اطلاعات جدید گیر بیاره تا عیادت 🤔🙏
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
تهام و مرموز بازیاش🙈😂
۱ سال پیشمیم
2جوری میگه،بابام رو بردن هرچی زحمت کشیده از چنگش درآوردن،انگار چقدر مظلوم وبی گناه بوده بیچاره 🙏
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
همینو بگووو😒😒🙈🙈🙈احد ورژن دوم هاتفه قشنگ پروو و خودخواه و از دکتغ فیل افتاده هوففف
۱ سال پیشراز
2مرسی گلی باز شد عالی بود واقعا
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
قربونت عزیزم خداروشکر که مشکل حل شد❤️❤️
۱ سال پیشراز
3فک کنم بهنود وکیل بابای تهام بوده یا ی ربطی ب این زمینه که تهام میگفت دوست بابام ب ناحق از بابام گرفته داشته باشه الانم داشت از بهنود حرف می کشید شاید
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
نگته خوبی اشاره کردی این موضوع رو تهام یه بار دیگه هم گفته بود فکر نکنم کسی یادش بوده باشه که کجا گفته🙈
۱ سال پیشاکرم بانو
2فکرمیکنم تهام رفته بود اززیر زبون بهنود حرف بکشه،اگه ته این ماجراتهام کاره ای نباشه،خیلی خوب تونستیدذهن مارو منحرف کنید،
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
قراره جلوتر یه هیجان اساسی به رمان وارد بشه من سعی خودمو کردم که پایان شوکه کننده در عین حال منطق پذیر داشته باشه امیدوارم که دوسش داشته باشی تا پایان
۱ سال پیشراز
2پارت ۱۰۳ قفله چرا؟من دوس دارم بخونمش از این به بعد رمان قفل میشه؟
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ببخشید عزیزم احتمالا دستم خورده وگرنه رمان کاملا رایگانه ❤️❤️
۱ سال پیشراز
1مهدیه جون چرا پارت ۱۰۳ فقیه مگه رمان رایگان نیست؟
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Setareh
2تهام واقعا یه چیزیش هست نفر دوم بنظرم تهامه...الناز گناه داره بهنوداین روزای سخت کنارش باش تنهاش نزار