پارت صد و یک :

از جا بلند شد و از پشت دیوار بیرون آمد؛ اما نگاهش نه به نگاه خاتون رسید نه به حرف‌هایی که داخل آن چشم‌ها جمع شده بودند. باربد پسرش بود و کسی که حکم عصای دست این پیرزن را داشت زیر دستش را خالی کرده و بدجور زمینش زده بود.
تا خاتون تنش را بغل بگیرد، لب باز نکرد و خاتون هم حرفی نزد تا از آشوبش کم شود و تنها دست‌های چروک شده‌اش را دور شانه‌های پهن بهنود گرفت.
بهنود سمت ورودی بخش (ccu) رفت Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شهناز

    0

    عالیه خوبه خواهشا بذار بخونم تا اخر بعد نظر میدم

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم از همراهیت اینا سوالات رندوم هست میتونی ردشون کنی و هوده تموم شده خیالت راحت ❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    5

    باز تهام مشکوک شد،ازکجافهمید بهنود رفته خونه

    ۱ سال پیش
  • الما

    2

    آره واقعا ب نظرم همون موتور سواره تعقیبش کرده

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    باید دید موتور سوار معروف کیه

    ۱ سال پیش
  • ......

    2

    به نظرم تهام یا با تیم قاتلاست و همه ی اون کارا (کتک زدن و سوء قصد) ادا و سیانمایی بوده یا اینکه تهام خودش مخالف ایناست و حسابی زرنگه و دووم آورده اولی منطقی تره ولی دومی هم دور از انتظار نیست ممکنه یدفعه یه داستان قدیمی بیاد وسط که اونوقت به حضور تهام و بهنود تو یه دانشگاه هم میتونه مربوط باشه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اینم باید صبر کنیم تا اخر من سعی کردم پایانش رو واقعا منفاوت بنویسم ولی منطقی باشه امیدوارم که تا اخر هوده رو دوست داشته باشس❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ......

    1

    آیا آرش میتونه پاشو ازاین چیزی که ما فکر می کنیم فراتر گزاشته باشه و... از عمد تهام رو آورده باشه دفتر بهنود ... یعنی همکار بودن... و هیچ برام منطقی نبود قاتل چرا تهامو برای کاری که روحشم خبر نداشت و عمدی نبوده ازار میده شاید همکارای یاسین کینه ی عمیقی از بهنود دارن و قاطی انگیزه ی یاسین میکنن

    ۱ سال پیش
  • ......

    2

    یعنی اگر تهام تو قضیه نقشی داره این وسط آرشم باهاش همکاری کرده و دو این انگیزه ای که یاسین میگه، هست و وجود داره ولی انگیزه ی همه دست اندر کاران نیست 🙏🏻😃دلیل اصلی رو فعلا قایم کردن و یاسین و فرستادن وسط

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    فقط می‌تونم بگم که هرکسی میتونه انگیزه‌ی خودشو داشته باشه 🙏🏻🙈🙈

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ارش فراتر از این نرفته و در همون خد بوده در مورد اینکه چرا بهنود رو عذاب میده باید تا اخر رمان صبر کرد و ماجرا کامل بشه تا مشخص بشه همه چی🥰🙏🏻

    ۱ سال پیش
  • علس

    1

    عالی خسته نباشید این رمان عالیه 🌺❤️❤️🌹🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • ...

    1

    بهنود از همه لحاظ تحت فشاره خیلی سخته درک شرایطش و واقعا خوبه که هنوز سرپاس فقط امیدوارم باربد بهوش بیاد تا بهنود بلایی سر خودش میاره😔

    ۱ سال پیش
  • تهام همیشه مشکوک

    2

    منم موافقم تهام واقعا هم عجیب رفتار می کنه هم همیشه جاهایی هست که انتظارش رو نداریم یه دفعه ظاهر میشه حتی وقتی بهنودو از مرگ نجات داد که داخل ماشین داشتن خفش می کردن من شوکه شدم به نظرم تهام اصل کاریه

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    4

    داشتن برادر حس قشنگیه،دلم داداش خواست

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    خسته نباشی گلم عالی بود 💓🦋💓

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    4

    الان دقیق نمیدونم ولی احساس میکنم یه پارت درمورد اینکه تهام موتور داره هم بود درسته🧐

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    تو دفتر تهامو زدن تا کسی بهش شک نکنه بعدش تو بیمارستان صحنه سازی کردن که میخوان بکشنش ولی نکشتن از عمد وقتی بهنود اومد اینکارو کردن و تهام لبخند مشکوکی هم زد بعد از اونم تهام همه جاهای که انتظار نداشتیم یهو ظاهر میشد الانم که موتوری دنبالش بود بعد دقیقا تا اومد خونه تهام هم اومد👀

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    باربد چشماتو بازکن و زودی خوب شو همه نگرانتن😭🤧 بهنودم قول میده دیگه همیشه طرف تو رو بگیره 🥲 زودی خوب شو 😔

    ۱ سال پیش
  • میم

    3

    خداکنه باربد زنده بمونه همین جوریم شرایط بهنود وحشتناکه دیگه اونم بمیره از عذاب وجدان نمیتونه زندگی کنه 🤲😔👏👏🧡

    ۱ سال پیش
  • میم

    3

    تهام از اول مشکوک بود،ولی خیلی حرفه ایه که هیچی ازش نفهمیدن،احتمالا یا اونیکه تو بیمارستان بود وبعد موتوری تهام بود یا همدستش که می دونست بهنود خونست 🙏🙏🙏

    ۱ سال پیش
  • ساحل

    4

    به جان خودم تهام خیلییی مشکوکعهه اصلا بیش از حد به قاتل بودن میخورهه رفتارش حرفاش یه مدلیعهعه

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    4

    اره بنظر منم هست خیلی غیره منتظره همه جا هستش مثل الان که رفته درخونش اخه کی بهش گفته بهنود اونجاست؟...اگه دقت کنیم از اول داستان تا الان هرجایی که فکرشم نمیکردیم تهام سر رسیده

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️