هوده به قلم مهدیه سجده
پارت صد و یک :
از جا بلند شد و از پشت دیوار بیرون آمد؛ اما نگاهش نه به نگاه خاتون رسید نه به حرفهایی که داخل آن چشمها جمع شده بودند. باربد پسرش بود و کسی که حکم عصای دست این پیرزن را داشت زیر دستش را خالی کرده و بدجور زمینش زده بود.
تا خاتون تنش را بغل بگیرد، لب باز نکرد و خاتون هم حرفی نزد تا از آشوبش کم شود و تنها دستهای چروک شدهاش را دور شانههای پهن بهنود گرفت.
بهنود سمت ورودی بخش (ccu) رفت Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم از همراهیت اینا سوالات رندوم هست میتونی ردشون کنی و هوده تموم شده خیالت راحت ❤️❤️
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
5باز تهام مشکوک شد،ازکجافهمید بهنود رفته خونه
۱ سال پیشالما
2آره واقعا ب نظرم همون موتور سواره تعقیبش کرده
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
باید دید موتور سوار معروف کیه
۱ سال پیش......
2به نظرم تهام یا با تیم قاتلاست و همه ی اون کارا (کتک زدن و سوء قصد) ادا و سیانمایی بوده یا اینکه تهام خودش مخالف ایناست و حسابی زرنگه و دووم آورده اولی منطقی تره ولی دومی هم دور از انتظار نیست ممکنه یدفعه یه داستان قدیمی بیاد وسط که اونوقت به حضور تهام و بهنود تو یه دانشگاه هم میتونه مربوط باشه
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
اینم باید صبر کنیم تا اخر من سعی کردم پایانش رو واقعا منفاوت بنویسم ولی منطقی باشه امیدوارم که تا اخر هوده رو دوست داشته باشس❤️❤️
۱ سال پیش......
1آیا آرش میتونه پاشو ازاین چیزی که ما فکر می کنیم فراتر گزاشته باشه و... از عمد تهام رو آورده باشه دفتر بهنود ... یعنی همکار بودن... و هیچ برام منطقی نبود قاتل چرا تهامو برای کاری که روحشم خبر نداشت و عمدی نبوده ازار میده شاید همکارای یاسین کینه ی عمیقی از بهنود دارن و قاطی انگیزه ی یاسین میکنن
۱ سال پیش......
2یعنی اگر تهام تو قضیه نقشی داره این وسط آرشم باهاش همکاری کرده و دو این انگیزه ای که یاسین میگه، هست و وجود داره ولی انگیزه ی همه دست اندر کاران نیست 🙏🏻😃دلیل اصلی رو فعلا قایم کردن و یاسین و فرستادن وسط
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
فقط میتونم بگم که هرکسی میتونه انگیزهی خودشو داشته باشه 🙏🏻🙈🙈
۱ سال پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ارش فراتر از این نرفته و در همون خد بوده در مورد اینکه چرا بهنود رو عذاب میده باید تا اخر رمان صبر کرد و ماجرا کامل بشه تا مشخص بشه همه چی🥰🙏🏻
۱ سال پیشعلس
1عالی خسته نباشید این رمان عالیه 🌺❤️❤️🌹🌹🌹
۱ سال پیش...
1بهنود از همه لحاظ تحت فشاره خیلی سخته درک شرایطش و واقعا خوبه که هنوز سرپاس فقط امیدوارم باربد بهوش بیاد تا بهنود بلایی سر خودش میاره😔
۱ سال پیشتهام همیشه مشکوک
2منم موافقم تهام واقعا هم عجیب رفتار می کنه هم همیشه جاهایی هست که انتظارش رو نداریم یه دفعه ظاهر میشه حتی وقتی بهنودو از مرگ نجات داد که داخل ماشین داشتن خفش می کردن من شوکه شدم به نظرم تهام اصل کاریه
۱ سال پیشاکرم بانو
4داشتن برادر حس قشنگیه،دلم داداش خواست
۱ سال پیشثریا
3خسته نباشی گلم عالی بود 💓🦋💓
۱ سال پیشثریا
4الان دقیق نمیدونم ولی احساس میکنم یه پارت درمورد اینکه تهام موتور داره هم بود درسته🧐
۱ سال پیشثریا
3تو دفتر تهامو زدن تا کسی بهش شک نکنه بعدش تو بیمارستان صحنه سازی کردن که میخوان بکشنش ولی نکشتن از عمد وقتی بهنود اومد اینکارو کردن و تهام لبخند مشکوکی هم زد بعد از اونم تهام همه جاهای که انتظار نداشتیم یهو ظاهر میشد الانم که موتوری دنبالش بود بعد دقیقا تا اومد خونه تهام هم اومد👀
۱ سال پیشثریا
2باربد چشماتو بازکن و زودی خوب شو همه نگرانتن😭🤧 بهنودم قول میده دیگه همیشه طرف تو رو بگیره 🥲 زودی خوب شو 😔
۱ سال پیشمیم
3خداکنه باربد زنده بمونه همین جوریم شرایط بهنود وحشتناکه دیگه اونم بمیره از عذاب وجدان نمیتونه زندگی کنه 🤲😔👏👏🧡
۱ سال پیشمیم
3تهام از اول مشکوک بود،ولی خیلی حرفه ایه که هیچی ازش نفهمیدن،احتمالا یا اونیکه تو بیمارستان بود وبعد موتوری تهام بود یا همدستش که می دونست بهنود خونست 🙏🙏🙏
۱ سال پیشساحل
4به جان خودم تهام خیلییی مشکوکعهه اصلا بیش از حد به قاتل بودن میخورهه رفتارش حرفاش یه مدلیعهعه
۱ سال پیشSetareh
4اره بنظر منم هست خیلی غیره منتظره همه جا هستش مثل الان که رفته درخونش اخه کی بهش گفته بهنود اونجاست؟...اگه دقت کنیم از اول داستان تا الان هرجایی که فکرشم نمیکردیم تهام سر رسیده
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شهناز
0عالیه خوبه خواهشا بذار بخونم تا اخر بعد نظر میدم