قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت صد و دوازده :
ساره که قدم به داخل سالن عقد گذاشت، صدای موسیقی بهتدریج قطع شد و خواننده مهمانها را دعوت کرد برای صرف شام به سالن غذاخوری.
هر چه دورتر میشد تنها چیزی که شنیده میشد، صدای پاشنههای کفشش بود که با ضربآهنگ تپشهای قلبش هماهنگ بود.
قبلِ داخل شدن نگاهی به پشت سرش انداخت و با دیدن کسی شبیه محمدمنصور که داشت مسیر او را نگاه میکرد نفسش را رها کرد. بین آن همه مردهای کت و شلوارپو
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
سهیل۲۹
3ای بابا چقد بد شد لعنت بهت پرویزی
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
2بازم همه اتیشا از گور عادل بود... نمیشد ساره با زنه جور دیگه ای حرف میزد،شاید اونم فکر میکنه ساره عادل رو تحقیرکرده،میتونست دفاع کنه ک اصلا چیزی بینشون نبوده و عادل خودش مریضه،شاید ابروریزی نمیشد،گفت که ابروشونو میبره
۱۲ ماه پیشمیم
5بیچاره هافرزین ومهسا بعد سالها باز نذاشتن یه مراسم آبرومند بگیرن،آبروی هردو خانواده رفت،چه گیری افتادن از دست این عادل ودارودستش😔😔😔🙏
۱۲ ماه پیشمیم
3واقعا خوشم اومد از این صلابت ساره،حتی با دیدن عکسا یه ذره متزلزل نشد با محمدمنصورم تندی نکرد،محمدمنصورم چه دلی داره وسط این اوضاع با مزه پرونی میخواد حال ساره رو خوب کنه😍❤️🙏
۱۲ ماه پیشمیم
3ای خدا خوبه ساره از اول جواب رد داده بود وهیچ روی خوشی نشون نداده بود حالا خانم تمام زندگی وخانوادشو بهم ریخته دوقورتونیمشم باقیه،خب احمق این اگه ردش نمی کرد وازدواج می کردبا عادل که تو باز چسبیده بودیش عشق ازدست رفتتو پس بگیری،چه مرکته این وسط 🤔😮😮😮
۱۲ ماه پیشراز
3نه بانو گل چرا بری افق محو بشی خدای نکرده، پارت بزار با هم باشیم گلی جان
۱۲ ماه پیشاسرا
2اینکه اینقدرعاشق عادل پرویزوای چقدرخلاف هم هست🙏
۱۲ ماه پیشم.ر
2ای زن نا حسابی تو مگه نمی دیدی عادل چشمش دنبال ساره خودتو آویزون کردی چه بد بختی هایی میکشند🥲
۱۲ ماه پیشمحرابی
2خدا قوت نویسنده عزیز عالی مثل همیشه.پس زن عادل بوده ازرو حسادت این بنده خداهارو اذیت میکرده. عادل هنوزم دنبال ساره ست خدابخیر کنه یعنی قراره چی بشه منتظر پارت های بعدی هستم ممنونم
۱۲ ماه پیشنسترن
2وااااای چه شب پرماجرایی.
۱۲ ماه پیشراز
1وااای چه برسرشان اومد بیچاره ها بهترین شب عروسیشون و زندگیشون چه شد وای چقد تلخ ولی عزیزم محمد منصور خیلی خوب بودا.مسعودم ک دزدیدن انگار امیدوارم ندزدیده باشند اگه دوباره داغداربشن رمان خیلی غمگین میشه با اینکه رمان از همه لحاظ طنز و عاشقانهاش و غماش قشنگ بود ولی تو رو خدا مسعود چیزیش نشه
۱۲ ماه پیشستاره
1آره واقعا حیف رمان به این قشنگی بیشترازاین غمگین بشه حالاشادش کن لطفاازاین به بعد🌷
۱۲ ماه پیشستاره
1ای خدالعنت کنه عادل پرویزی وکه هرچی آتیش ازگوراون بلندمیشه به جهنم که ساره رامیخوادگندزده به زندگی همه 😡اعصاب نذاشتن برام 😁😁حیف این عشق قشنگ ساره ومحمدمنصورنیست که اینقده بحران واسترس تحمل میکنن البته اگه کارای اون عوضی نبوداینااینقدبه هم نزدیک نمیشدن ....خانم نویسنده گل تقدیم باعشق 💐
۱۲ ماه پیشراز
2نمیشه ی پارت هدیه بدین من چطور تو این جای حساسی ک تموم شد صبر کنم تا هفته دیگه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
2چقدر بخاطر یه ادم نادان و حسود باید یه ایل به هم بریزه زن نادان نگفتم بازم زیر سر عادل گور به گوریه ممنون خوش قلم جونم 😘😘😘