پارت صد و یازده :

***
سه روز از شب یلدا می‌گذشت و محمدمنصور تمام وقتش را صرف امور دفتر و ساختمان کرده بود. حتی خانه هم نمی‌رفت و واحد دایی ضیا می‌ماند. به شدت مشغول بود تا در دفتر، جای خالی پدرش و سر ساختمان و دفتر کار نبودن‌های فرزین را جبران کند.
فرامرز خان به گفته‌ی شهریار درگیر سر و سامان دادن به کارهای نیمه تمام یونیک بود.
تحت نظر گرفتن هر کدام از اعضا تا خود ترکیه و سر شاخه‌هایی که قرار ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مدونا،

    1

    کار عادل پرویزی دیگه از عشق د عاشقی گذشته. روانیه این بشر

    ۵ ماه پیش
  • راز

    2

    پارت میخاااام جای حساسی تموم شد با اینکه پارت طولانی بود و چسبید ولی ما پارت هدیه میخوایم لطفااااا🙏🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن

    2

    واقعا پارت خیلی خیلی خیلی خوبی بود چسبید.

    ۱۲ ماه پیش
  • م.ر

    2

    عادل نامرد هستش مثل همیشه عالی😍

    ۱۲ ماه پیش
  • نورا

    2

    انقدر خوشم میاد طولانی می نویسی، قشنگ می چسبه به جونم :)))) از طرف پرویزی بوده بنظرم

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا

    2

    چرا احساس میکنم این اتفاقات همه زیر سر عادل و چه جایی تموم شد

    ۱۲ ماه پیش
  • ندا

    2

    هیجانش بالارفت اخه این عادل چی میخواد نمیزارایناخوش باشن خداکنه محمدمنصوربه موقع برسه

    ۱۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    3

    ای بابا خانم رمضانی دارید اذیت میکنید دیگه😂 من آخرای پارت نفسم حبس بود که

    ۱۲ ماه پیش
  • اسرا

    2

    شاکریان که پرویزی همدست وای اینهمه مراقب بودن الان ساره توهچل می اقته🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • میم

    3

    باز کار پرویزی لعنتیه،اون شاکریان تقلبیم از طرف همین بود که اصرار داشتن خود ساره رو ببینن،کاش محمدمنصور بره دنبالش ،خیلی عالی بود،دست گل نویسنده درد نکنه ❤️❤️❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    5

    کی بوددختره؟دردسرنشه،فرزین ومهسای بیچاره بعداز مدت هابهم رسیدن،شبشون خراب نشه

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!