جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت صد و نهم :
خاکستر سرش را آرام بهسمت ملیسا برمیگرداند. نگاهش، نه پر از تعجب است، نه حتی پر از خشم... بلکه چیزی در نگاهش است شبیه به کنجکاوی سرد. مثل کسی که چیزی را دیده که منتظرش بوده. انگار از قبل میدانسته کسی از پشت میپرد، فقط منتظر بوده ببیند چه کسی است. ملیسا با تمام قدرت، تنهاش را به خاکستر میکوبد. نه فریادی میکشد، نه حرفی میزند. فقط حمله میکند. چاقو از دست خاکستر پرت میشود، صدای فل
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0امیدوارم فقط بلایی سرشون نیاد،و زودتر دوست دارم بفهمم چخبره..