پارت نود و هشتم :

- میگیریمش علی، مطمئن باش‌گیرش میاریم!
سهرابی با حرص دو دستش را از شقیقه‌هایش بین موهای مشکی‌اش کشید و به یحیازاده خیره شد:
- با چی؟! با چی میگیرمش وقتی اون عادل دهن باز نمیکنه! چی تو دستمونه آخه؟
سر پایین انداخت و دستش را به پیشانی خیس از عرقش کشید و با صدای گرفته و سنگین گفت:
- من جواب اون بچه‌ی پنج شیش ماهه رو چی بدم؟! بچه‌ای که هنوز باباش…رو نشناخته باید برای…یتیم شدنش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    2

    باربد وضعیتش بد تر از بهنود که نیست؟؟ 🥲 الان واقعا نمیدونم چی بگم دیشب اصلا این پارت رو نمیتونستم باز کنم🤧

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    بازبد به خاطر تزریق داروهای سنگین و اعتیاد اور و همچنین کمبود اکشیژن وضعیت خوبی نداره بهنود فقط سکته کرده که اونم سنگین نبوده 🫠

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    خسته نباشی گلم 😘🦋

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    میترسم سهرابی هم آخرش سکته کنه با این همه فشار 😑

    ۱ سال پیش
  • فرهاد

    0

    عالی بود واقعا ممنون خسته نباشید مثل همیشه گل کاشتی نویسنده عزیز🌺

    ۱ سال پیش
  • ف.ر

    1

    چرا این بنده خدا رو زجرش میدم خب یه کلمه حرف بزنید منم اعصابم خورد شد😔😔😔

    ۱ سال پیش
  • ف.ر

    0

    الان که این پارت رو خوندم به ذهنم رسید چه قدر برامون عادیه وقتی یه مأمور پلیس کشته میشه ولی این آدما خانواده دارن و چه قدر سخته😔😔

    ۱ سال پیش
  • نفس ۲

    0

    عزیزم چه لحظات سختیه برای بهنود 🥹 احتمالا باربد و همون داروهای اعتیاد اذیت کرده و تحت درمانه وگرنه آذر و خاتون اینطوری بالای سر بهنود نبودن

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خیلی سخته هم عراب وجدان داره هم خودخوری میکنه 🥺🥺 دقیقا👌 جلوتر معلوم میشه چی به سر باربد اومده

    ۱ سال پیش
  • دلیا

    0

    وایی بهنوددد خیلی گناه دارههه😩😩🥺🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    🥺🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    ممکنه باربد مرده باشه؟وگرنه دلیلی برای حذف نزدنشون وجود نداره،میتونستن بگن حالش خوبه

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    نه نمرده ولی زنده موندنش هم صدرصد نیست🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    بهنود بیچاره گناه داشت این همه تاوان🤕🤕🤕😢😢

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    تاوان خیلی سختی بود و هنوز هم تموم نشده 🫠🫠

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    ای بابا چرا چیزی درباره باربد نمیگن،فکر کنم تو کما باشه،حداقل یه دروغی می گفتن،بیچاره داره از ترس میمیره 😔🙏

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    پارت بعدی مشخص میشه فقط میتونم بگم بین مرگ و زندگی🥺🥺

    ۱ سال پیش
  • دلی

    0

    یعنی باربد مرده که بهش هیچی نمیگن؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️