پارت نود و هفتم :

سهرابی با گوشزد سرهنگ داخل اتاقی که نقش کنترل اتاقک بازجویی را داشت، ایستاد و اینبار همکارش قرار بود بازجویی را ادامه دهد.
دو سرباز یاسین را داخل اتاق برده و پشت میز نشاندند و در محکم بهم خورد.
سهرابی به یاسین که پشت میز، داخل اتاق کوچکتری نشسته بود و با انگشت شصت رد آسکار مچش را لمس می‌کرد، خیره شد؛ اما هزار حرف داشت داخل ذهن یاسین معنا می‌گرفت و همزمان رنگ می‌باخت.
بالاخره

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راز

    0

    باربد هم دستش نیست یکی دیگس و فک کنم

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    همه چی تا اخر رمان معلوم میشه و باید بگم برگه برنده رو گذاشتم برای انتهای رمان و همه چی تموم نشده🙈

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    1

    عالی خدا قوت

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم❤️🙏🏻

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    خسته نباشی گلم عالی بود ممنون 💕🦋

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    خیلی پیچیده شده باربد تهام و احساس میکنم همه داشتن بهش کمک میکردن👀

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    🙈🙈❤️ هدف منم همینه

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    اوه خدایا باربد اومده دنبالش ممکنه همه چی رو براش تعریف کرده باشه و باربد به خواست خودش اینکار ها رو کرده باشه 😮🤔

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    این قسمتا که می بم جلو حساس تر میشه همه چی 🙈🙈

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    4

    بمیرم برای قربانی،بمیرم برا سهرابی چیکشید تو این لحظه عذاب وجدان...تا اینجا فهمیدیم که یاسین خیلی کارا رو نکرده فکر میکنم حتی از یسری چیزا خبر هم نداشته یعنی کی همدستشه و اینکارا رو کرده؟فکر نمیکنم باربد از این ماجراها خبر داشته باشه راستی چه بلایی سرش اومد؟

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    خیلی سخته واقعا از درون له شد و عذاب وجدان نابودش کرد واقعا کار پلیسا سخته نو چنین حیطه‌ای همه چی معلوم میشه گه ایا یاسین واقعا از بعضی چیزا بیخبر بوده یا مه شاید داره نقش بازی میکنه🙈

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    یعنی این طور برداشت کنیم که باربد همدست قاتل بوده؟یا یکی از مهره هاش

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    هر برداشتی بگنید به زودی جوابشون داده میشه🥰🙏🏻❤️

    ۱ سال پیش
  • میم

    3

    یاسین مربی باربد بوده واون موتور سواری که در بیمارستان سوارش کرد باربد بوده ولی چه دلیلی داره باربد همدست قاتل باشه یا به قربانی بزنه درحالیکه تو اون صحنه جان بهنود تو خطر بود و هدف اون بود،باربد نمیتونه اینقدر بی رحم باشه بخواد برادر خودشو بکشه 👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    باید دید چه اتفاقی افتاده که اصلا باربد اون لحظه اونجا بوده اینا همه اخر رمان مشخص میشه کاملا ولی جوری جلو میریم که میشه حدس زد

    ۱ سال پیش
  • ساحل

    4

    عالییی عزیزم خسته نباشی👏👏 دوست دارم زودتر ادامه رو بخونم واقعا ذهنم درگیره

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم از نظر قشنگت❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ساحل

    4

    وایی یعنی باربد همدست قاتل بوده؟ یا فریب خورده؟؟😱

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    مشخص میشه🥲🤭

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    4

    اون آدم کیه پیچیده شد 🫠

    ۱ سال پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اخر رمان معلوم میشه🙈

    ۱ سال پیش
  • دلی

    0

    واییی من عاشق این قسمتای بازجوییم انقدر طبیعی وخوبه دیالوگا حرف نداره

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    نه اصلا از قسمت های بازجویی خسته نشدم اتفاقا خیلی هم خوبه🤗

    ۱ سال پیش
  • ساحل

    4

    الان کسی که قربانی زد یاسین نبود؟ خیلی معماهاش سخت شد

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️