افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت شصت و یک :
تا به خودم اومدم شماره رو داده بودم و داشتم به رد پای ماشینش نگاه میکردم
این چه غلطی بود که من الان کردم؟؟
من چه گوهی خوردم؟؟
دست به پیشونیم گرفتم و یه قدم یه عقب برداشتم
من آخه چه دیداری باید با این پسره داشته باشم؟؟
دختره ی احمق
از بس احمق بودی که اون شروین لعنتی...
آه گندت بزنن بازهم اسمش روی مخم رژه رفت
چرا تا تقی به توقی میخوره اون مرتیکه خیانت کار
لطفا صبر کنید...
