پارت پنجاه و نهم :


-آره دیوونه شدم...دیوونه شدم که اینجوری داره دور و برت میپلکه...
چطور جرئت میکنه توی چشم های من زل بزنه و بگه لیاقت زنم رو ندارم؟؟
حسابش رو کف دستش میزارم بعدم به حساب تو میرسم
چشم ریز کردم:
-مگه من چیکار کردم؟؟یعنی آب خوردن جرمه شروین؟
بدتر داد زد:
-آرهههه....جرمه...جرمه با این‌پسره ببینمت...
جرمه با یه پسر مجرد ببینمت...
جرمه مهوا جرم...
ناباور فقط پلک میز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!