سایه نشین دل ارباب به قلم زهرا خزائی
پارت ششم :
سپیده هنوز دامن شب را جمع نکرده بود.
نور خاکستری صبح، مثل مهری بیرنگ، خزیده بود روی پشتبام عمارت.
یاور، تنها نشسته بود توی ایوانِ جنوبی. زیر پایش قالیچهای بارانخورده، روبهرویش حوضی که برگهای زرد بلوط روی آن شناور بودند.
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

فاطمه
0عالی بود ❤️❤️