پارت پنجاه و هفتم :


با شروین سریع جیم شدیم و از اسانسور پایین رفتیم
تا رسیدن به خونه مثل کسی که کوه کنده باشه،عین خرس گرفتم خوابیدم
حتی شروین هم لحظه ای برای بیدار شدنم حرفی نزد
و منم به بهترین شکل ممکن خوابیدم و خستگی کل روز از تنم بیرون رفت
نمیدونم کجا بودم
اما انگار نرم و گرم بود
داخل ماشین که نبود به حتم ...
پس کجا بودم؟؟
غلتی تو جام زدم...
نه واقعا نرم بود...یعنی رو ابر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!