افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت پنجاه و ششم :
ریا نباشه ستیلا به اندازه ی مهوا زیبا بود و دلنشین بود
با چهره ی اروپایی که داشت به حتم صد ها خاطر خواه داشت،
ولی از احمق بودن زیادش،همیشه تنها بود
هیچ وقت برای من شدنی نشد.دلم رقبت نداد پاش رو به زندگیم باز کنم
شاید یکی از دلایل اینکه نتونستم به عنوان شریک و همراه زندگیم بپذیرمش،
همین از بالا نگاه کردنش به بقیه و خود خواه بودنش بود
مهوا
حسابی خوش گذشت خونه
لطفا صبر کنید...
