افلاس به قلم زهرا خزائی
پارت پنجاه و پنجم :
میخوام بپرسم واقعا دوستش نداشتی؟
چشم ازم گرفت و خودش ادامه ی کلامم رو کامل کرد:
-نداشتم....
من ستیلا رو به هیچگونه ای دوست نداشتم قسم میخورم
چشمام باز موند
-تو از کجا فهمیدی که من میخوام این سوال رو بپرسم؟
لبخندی زد:
-عزیز من از یه بچه هم اینجوری سوال میکردی تا تهش رو میرفت،
من که ۳۰ و چند سالمه
لب زدم:
-خوشحال شدم
-حالا....
حالا میخوای با ستیل
لطفا صبر کنید...
