پارت پنجاه و چهارم :


پلک بست:
-نه مهوا...این تو نیستی که باید شرمنده باشی،نرگس و شروین باید شرمنده باشن که باعث این اتفاقات شدن
اما من دیگه نمیزارم عمارت اینشکلی بچرخه...
منتظر باش یکم حالم خوب بشه،اون‌چیزی که میخوام قطعا به سرانجام میرسه
چشم ریز کردم:
-نمیتونم منظورتون رو بفهمم،یعنی چی؟
نفس عمیقی کشید:
-دیگه نمیزارم همه چیز اونطور که نرگس میخواد،باشه.
باید حد و حدودشون رو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!