پارت پنجاه و سوم :


دوم اینکه،حتی اگه یه وقت باز هم بشه،شوهر رسمیه منه!فکر نمی‌کنم مشکلی داشته باشه!!؟؟ هوم ؟؟
آتیش از چشماش بیرون زده بود با خشم خصمانه لب زد:
-که اینطور میدونستم تو هنوز پات رو از توی کفش شروین بیرون نکشیدی!
اما لازمه که بدونی عاشقمه...
تای ابرو بالا دادم و لبخند تمسخر آمیزی به روش زدم:
خیلی خوبه که....پس بهتره اینجا دنبالش نگردی
دیگه داری مزاحم وقت خوابم میشی!!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!