پارت صد و چهارم :

آرمان با اخم به ملیسا نگاه می‌کند. ملیسا لب می‌گزد و سرش را پایین می‌اندازد. می‌خواهد از کنار او بگذرد که آرمان بازوی ملیسا را می‌گیرد:
- کجا داری میری زلزله؟! بشین یکم حرف بزنیم.
ملیسا با عصبانیت دست آرمان را پس زده و تخت سینه‌اش می‌کوبد؛ از لابه‌لای دندان‌های چفت شده‌اش می‌غرد: «دارم میرم قبرت و بکنم فتنه... اگه می‌خوای باز زرت و پرت کنی بهتره بکشی کنار چون اصلاً حوصله توی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سهیل۲۹

    0

    اتفاقهای دردناک که قطعا به ملیسا هم ربط عمیقی دارن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    ارمان مشکوکه یکم...بعد من هنوزم فکر میکنم پرستو زنده ست

    ۱ سال پیش
کپی شد!