جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت صد و دوم :
***
با چشمانی ریز شده به در قهوهای رنگ نگاه میکند. دستانش مشت میشود. دندان روی هم میسابد و با باز شدن در، از جایش بلند میشود. منشی اشاره میکند و ملیسا وارد اتاق میشود. چشمش به زنی، سی- سی و پنج ساله میخورد. بهاره سلطانی، زنی که با آبتین روبهرو شده و حالا ملیسا در مقابلش قرار دارد. سوالات زیادی در سرش جولان میدهد. اتفاقاتی که اخیراً افتاده، کمی برایش غیرقابل هضم است. مرگ حا
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0این بهاره یه جورایی مشکوکه...