پارت صد و دوم :

***
با چشمانی ریز شده به در قهوه‌ای رنگ نگاه می‌کند. دستانش مشت می‌شود. دندان روی هم می‌سابد و با باز شدن در، از جایش بلند می‌شود. منشی اشاره می‌کند و ملیسا وارد اتاق می‌شود. چشمش به زنی، سی- سی و پنج ساله می‌خورد. بهاره سلطانی، زنی که با آبتین روبه‌رو شده و حالا ملیسا در مقابلش قرار دارد. سوالات زیادی در سرش جولان می‌دهد. اتفاقاتی که اخیراً افتاده، کمی برایش غیرقابل هضم است. مرگ حا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    این بهاره یه جورایی مشکوکه...

    ۱ سال پیش
کپی شد!