پارت صد و یک :

نفس عمیقی می‌کشد. بعد از رفتن آن زن به سمت اورژانس می‌رود. می‌خواهد آبتین را پیدا کند. او باید مطمئن شود که پهلوان پنبه‌اش صحیح و سالم است. بعد از مدتی با کمک یکی از پرستارها موفق به یافتن آبتین می‌شود. چون در حال پانسمان زخم‌های آبتین هستند نمی‌تواند وارد شود. روی یکی از صندلی‌ها می‌نشیند. سرش گیج می‌رود. حال خوشی ندارد و حس می‌کند دنیا با تمام عظمتش درحال چرخیدن به دور سرش است. دست

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    اخیی...گوگولیاا

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️